سایت در حال به روز رسانی می باشد. منتظر دیدارهای آتی شما از سایت سردار شهید حسین صیادیان هستیم. ::: حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی) : «اساسی ترین و خاموش ترین جهادها، جهاد در کردستان، سرزمین غریبان است». ::: شهيد دستغيب در ارتباط با جنگ كردستان فرمودند: «هيچ عبادتي بالاتر از خدمت در كردستان نيست». ::: معاون امور راهبردی و اشراف ستاد کل نیروهای مسلح گفت: کردستان سرزمین مجاهدت های خاموش، یک شجره طیبه‌ غرس شده‌ای است که روز به روز بالنده تر می شود. ::: مقام معظم رهبری (ره) فرمودند: کردستان سرزمین فداکاری های بزرگ است؛ سرزمین هنر و فرهنگ است؛ سرزمین صفا و وفاداری است؛ سرزمین مردمِ وفاداری است که در حساس ترین سال های عمر این نظام و این کشور با مردانگی خود و با رشادت خود، توطئه‌های بزرگی را خنثی کردند. سرزمین مردم با رشادت و با رشد عقلی و آگاهی است که توطئه‌ دشمن را در لحظات حساس تشخیص دادند و با فداکاری خود فتنه‌ بزرگی را خاموش کردند، پیش از آنکه آن فتنه بتواند به هدف های شوم خود برسد. این از یاد ملت ایران نخواهد رفت. کردستان در تاریخ انقلاب اسلامی، نشان افتخاری را با خود حمل می کند که در کمتر استانی نظیر آن را می شود دید.

شهید احسان باقري آراني

اطلاعات محصول :

تاریخ ثبت :

سه شنبه 1 فروردين 1391

تعداد بازدید :

186


  • رنگ بندی :

تعداد :    


اطلاعات تکمیلی :

نام پدر : حسن جنسيت : مرد
تاريخ تولد : 1336/02/10 محل تولد : آران 
وضعيت تاهل : مجرد تعداد فرزند : *
استان : اصفهان شهرستان : آران و بيدگل
تحصيلات : * مذهب : شيعه
تاريخ شهادت : 1363/09/09 محل شهادت : ديواندره
نام عمليات : گروهك ضد انقلاب- غرب كشور محل دفن : گلزار شهدای امامزاده محمد هلال بن علي (ع) آران
ارگان اعزامي : * نام لشگر : *
نام رسته : * مدت حضور در جبهه : *
زندگي نامه :

احسان باقری در سال 1336/2/10 در خانواده ای مذهبی و متدین در آران پا به عرصه هستی نهاد. والدینش برای نامگذاری او به کتاب خالقش توسل جستند که این آیه آمد : «هل جزاء الاحسان الا الاحسان». این بود که نام او را احسان گذاشتند و او نیز مفهوم آیه را با جوهر خون بر صفحه زمین نگاشت.
 

از همان دوران کودکی با توجه به فضای مذهبی خانواده، بذر عشق به خدا و رسول الله و ائمه اطهار (ع) در دلش پاشیده شد. اوان جوانی او مصادف با شروع انقلاب اسلامی به رهبری امام (ره) بود و احسان در دوران سربازی، مبارزه خود را به رهبری امامش آغاز کرد و راهپیمایی ها و تظاهرات را سرلوحه مبارزات خود قرار داد تا این که انقلاب به پیروزی رسید.
او پس از آن، چون کشور انقلابی رها شده از جورستمشاهی خصوصاً مناطق محروم، نیاز مبرم به نیروهای فعال داشت، احسان مخلصانه و بی ریا قدم به خاک خونین کردستان گذاشت. او ابتدا سنگر مخابرات را همدوش شهید غواصی و ایزدپناه و پس از آن در مرکز بزرگ اسلامی همگام با روحانیون اهل تسنن و تشیع به حراست و حفاظت از نظام اسلامی و به مبارزه با تمام ایسم ها (گروه ها) پرداخت. محرومیت و فقر ناشی از ظلم و ستم شاهی این منطقه، انسانی از جان گذشته را می طلبید که این بار از گام های استوار احسان باقری مژده رهایی از محرومیت شنیده می شد.
او در سمت بخشدار و شهردار دیواندره علاوه بر انجام خدمات عمرانی بسیار، چون خود را وارث خون شهیدان گران قدر آن منطقه می دید، مصمم در پاکسازی روستاهای اطراف شد و پس از پاکسازی با دلجویی ازمردم، بذر انقلاب اسلامی را در دل های آنها می پاشید.
احسان پس از شهادت برادرش اسماعیل در جبهه های جنوب، عازم آن منطقه شد و پس از مدتی مبارزه با دژخیمان بعثی، شیرینی آزادی خرمشهر را در عملیات بیت المقدس چشید و مجدداً به منطقه برگشت.
در این رابطه یکی از برادران همرزم شهید در این عملیات چنین می گوید : در عملیات بیت المقدس در تیپ 7 ولی عصر (لشکر ولی عصر فعلی) بودیم. احسان در یکی از شب های قبل از عملیات چند مرتبه از خواب می پرید و گریه می کرد. وقتی یکی از همسنگرانش (حبیب الله غفوره که در آن عملیات به شهادت رسید) او را در آغوش می گرفت و از او می پرسید چی شده است؟ ایشان می گفت : الان برادرم اسماعیل باقری و حسن هوایی ( که هر دو شهید شدند) را در خواب دیدم که برادرم گفت : «احسان تو نزد ما می آیی». تنها علاقه شهید دلجویی از مردم محروم و خانواده های شاهد اطراف دیواندره بود. شهید احسان در یکی ازغروب های سرد پاییزی سال 1363 به شهادت رسید.

وصيت نامه :

خدایا!

تو را می ستایم و شکر می کنم که بر من منت نهادی و هدایتم فرمودی و بابی از درهای جنت را که جهاد فی سبیل الله است، به رویم باز کردی که اگر چه در جهاد اکبر ضعیف هستم و بر نفسم مسلط نیستم، ولیکن یاد تو و نگاه به چهره نایب امام زمانت خمینی روح خدا باعث اطمینان و آرامش قلبم می شود.
 

خدایا!

پیروزی با شهادت را نصیب من و تمام رزمندگان گردان ... من این مرگ را بو کردم و بویش به مشامم رسید.
 

ای تحلیل گران شرق و غرب!

 ما در مکتب حسین (ع) و امام جعفر صادق (ع) درس آموخته ایم که می گویند : اگر جز این است که دین محمد (ص) با کشته شدن من باقی نمی ماند، پس ای شمشیرها فرود آیید برمن و بدنم را ریز ریز کنید. آیا نمی دانید که کشن دشمن برای ما عادت شده و شهادت برای ما افتخار است (امام سجاد (ع)) و چه خوب و زیبا و روشن امام عزیزمان می فرماید که ما همه در راه اسلام فدا شدیم، پس بگذارید تا گلوله ها و خمپاره های آتشین آمریکایی صدام و کفار بر من ببارند تا دین اسلام و محمد (ص) و انقلاب خونبار اسلام و رهبرش خمینی بت شکن باقی بمانند.
 

برای من فکر کردن و به حال من گریه کردن بی فایده است، کمی بنشینید و با خود فکر کنید که آیا آماده سفر هستید؟ آیا کوله پشتی خود را محکم بسته اید؟ آیا آذوقه را برداشته و بالاخره چه کرده اید؟ مگر شما تا چند روز دیگر زنده هستید؟
 

ای ملت عزیز و ایثارگر!

ما لباس کثیف دنیایی را از تن بیرون کردیم و لباس بهشتی بر تن کردیم، نمی دانید چه فاخر است؛ شما هم خود را آماده کنید. به این مال اندک و بی ارزش دنیوی تکیه نکنید؛ فقط به قدرت الهی تکیه کنید.
 

مادرجان!

همان طور که بعد ازشهادت برادرم اسماعیل از اسلام و شهید برایت گفتم تا صبر بیاوری، همان طور حالا هم صبور باش و مقاومت کن.

ويژگي ها : *******-- عشق و علاقه به خدا و رسول الله و ائمه اطهار --*********
خاطرات و دل نوشته ها :

نویسنده : سايت شهيد حسين صياديان

منبع : کتاب " گوهرهای ماندگار "