حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی) : «اساسی ترین و خاموش ترین جهادها، جهاد در کردستان، سرزمین غریبان است». ::: شهيد دستغيب در ارتباط با جنگ كردستان فرمودند: «هيچ عبادتي بالاتر از خدمت در كردستان نيست». ::: معاون امور راهبردی و اشراف ستاد کل نیروهای مسلح گفت: کردستان سرزمین مجاهدت های خاموش، یک شجره طیبه‌ غرس شده‌ای است که روز به روز بالنده تر می شود. ::: مقام معظم رهبری (ره) فرمودند: کردستان سرزمین فداکاری های بزرگ است؛ سرزمین هنر و فرهنگ است؛ سرزمین صفا و وفاداری است؛ سرزمین مردمِ وفاداری است که در حساس ترین سال های عمر این نظام و این کشور با مردانگی خود و با رشادت خود، توطئه‌های بزرگی را خنثی کردند. سرزمین مردم با رشادت و با رشد عقلی و آگاهی است که توطئه‌ دشمن را در لحظات حساس تشخیص دادند و با فداکاری خود فتنه‌ بزرگی را خاموش کردند، پیش از آنکه آن فتنه بتواند به هدف های شوم خود برسد. این از یاد ملت ایران نخواهد رفت. کردستان در تاریخ انقلاب اسلامی، نشان افتخاری را با خود حمل می کند که در کمتر استانی نظیر آن را می شود دید.

شهید اصغر برزگر

اطلاعات محصول :

تاریخ ثبت :

سه شنبه 1 فروردين 1391

تعداد بازدید :

243


  • رنگ بندی :

تعداد :    


اطلاعات تکمیلی :

نام پدر : محمد آقا جنسيت : مرد
تاريخ تولد : 1346/07/01 محل تولد : آران 
وضعيت تاهل : مجرد تعداد فرزند : *
استان : اصفهان شهرستان : آران و بيدگل
تحصيلات : چهارم ابتدايی مذهب : شيعه
تاريخ شهادت : 1362/05/02 محل شهادت : حاج عمران
نام عمليات : والفجر 2 محل دفن : گلزار شهداي امامزاده محمد هلال بن علي (ع) آران
ارگان اعزامي : * نام لشگر : 14 امام حسين (ع)
نام رسته : * مدت حضور در جبهه : *
زندگي نامه :

اصغر در تاریخ 1346/7/1 در آران متولد شد. تحصیل را به خاطر کمک و مساعدت به پدر و مادر تا کلاس چهارم بیشتر ادامه نداد. اخلاق و رفتار مردمی او زبانزد همگان بود. زمان نوجوانی اش با شروع جنگ عراق علیه ایران مصادف شد. در چهارده سالگی بر حسب وظیفه و علاقه ای که به دفاع از کشور و اطاعت از رهبرش از خود نشان داد، برای خدمت و پشتیبانی رزمندگان اسلام راهی جبهه ها شد ولی مسئولان ذی ربط ، او را به علت سن کم به جبهه اعزام نمی کردند تا این که بعد از دست کاری در شناسنامه و بالا بردن سن خود موفق به حضور در جبهه شد. بعد از آموزش 45 روزه در اواخر سال 61 عازم منطقه کردستان شد و بیش از چهار ماه در آنجا رزمندگان اسلام را یاری می کرد.

مجدداً در اوایل سال 62 عازم منطقه غرب شد و در یکی از گردان های پیاده لشکر 14 امام حسین (ع) سپاه، نیروی تک تیرانداز بود و در عملیات والفجر 2 در منطقه عمومی حاج عمران عراق، شرکت کرد و به همراه سایر رزمندگان، دشمن را از خاک ایران کاملاً بیرون راندند. پس از جنگ و گریز بالاخره در تاریخ 1362/5/2 به شهادت رسید ولی جنازه اش در منطقه دشمن باقی ماند که پس از سال ها به همت گروه تفحص، جنازه اش پیدا و به وطن بازگردانده شد.

وصيت نامه :

«گمان نبردید کسانی که در راه خدا کشته می شوند، مرده اند بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند».

 

مادرم!

مرا ببخش از این که نامه ام خون آلود است، زیرا چیزی که باعث نوشتن این وصیت نامه شده یک تکه چوب و مقداری خون جوانان تیر خورده است که بر روی دشت و بیابان ریخته شده ...

 

مادرجان!

من با تمام قوا و توانم می جنگم، گرمی آفتاب تابستان، باد سرد پاییز و برف و باران سنگین زمستان را در جنگ تحمل می کنم و خود را فدای اسلام و میهن می نمایم .

 

مادرمهربانم!

امیدوارم چون لیلا، مادرعلی اکبر امام حسین (ع) صبر داشته باشی.

 

مادرم!

برای من گریه مکن. اگر سر به بدن نداشتم، عزیزتر از امام حسین (ع) نیستم، اگردست در بدن نداشتم، عزیزتر از عباس (ع) نیستم و اگرجنازه ام به دست شما نرسید، عزیزتر از شهدای دیگر که جنازه شان در بیابان ها مانده نیستم.

 

سلام به تو ای پدرمهربانم!

امیدوارم چون امام حسین (ع) صبور و مقاوم باشی. 

 

سلام بر شما ای خواهرانم!

امیدوارم همچون بانوی صدراسلام، به اسلام و مسلمانان خدمت کنید.

 

از برادرانم هم می خواهم که مرا ببخشند ...

ويژگي ها : ******--************--**********
خاطرات و دل نوشته ها :

نویسنده : سايت شهيد حسين صياديان

منبع : کتاب " گوهرهای ماندگار "