سایت در حال به روز رسانی می باشد. منتظر دیدارهای آتی شما از سایت سردار شهید حسین صیادیان هستیم. ::: حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی) : «اساسی ترین و خاموش ترین جهادها، جهاد در کردستان، سرزمین غریبان است». ::: شهيد دستغيب در ارتباط با جنگ كردستان فرمودند: «هيچ عبادتي بالاتر از خدمت در كردستان نيست». ::: معاون امور راهبردی و اشراف ستاد کل نیروهای مسلح گفت: کردستان سرزمین مجاهدت های خاموش، یک شجره طیبه‌ غرس شده‌ای است که روز به روز بالنده تر می شود. ::: مقام معظم رهبری (ره) فرمودند: کردستان سرزمین فداکاری های بزرگ است؛ سرزمین هنر و فرهنگ است؛ سرزمین صفا و وفاداری است؛ سرزمین مردمِ وفاداری است که در حساس ترین سال های عمر این نظام و این کشور با مردانگی خود و با رشادت خود، توطئه‌های بزرگی را خنثی کردند. سرزمین مردم با رشادت و با رشد عقلی و آگاهی است که توطئه‌ دشمن را در لحظات حساس تشخیص دادند و با فداکاری خود فتنه‌ بزرگی را خاموش کردند، پیش از آنکه آن فتنه بتواند به هدف های شوم خود برسد. این از یاد ملت ایران نخواهد رفت. کردستان در تاریخ انقلاب اسلامی، نشان افتخاری را با خود حمل می کند که در کمتر استانی نظیر آن را می شود دید.

شهید حسن شاخوسی آرانی

یادواره شهید صیادیان » اطلاعات شهدای سرمحله

تعداد بازدید : 402

تاریخ ثبت : سه شنبه 17 شهريور 1394


 

شهيد حسن شاخوسی آرانی

    نام : حسن
    نام خانوادگي : شاخوسی آرانی
    فرزند : علی
    تاریخ تولد : 1340/1/2 
    تاريخ شهادت : 1361/5/30
    محلّ شهادت : رود کارون (دارخوین)
    نوع عضويت و شغل : بسیجی – دانشجو
    محلّ دفن : گلزار شهداي امامزاده محمّد هلال بن علی (ع) آران

 

زندگینامه : 

حسن شاخوسی در دوم فروردین 1340 در یک خانواده مذهبی در آران متولد شد. وی از کودکی به همت خانواده خویش با دروس دینی آشنا شده و در سن 6 سالگی به مدرسه رفت و چون شاگردی فعال و درسخوان بود، در دوران دبستان چندین بار جایزه گرفت و از شاگردان ممتاز کلاس بود. او پس از گذراندن دوره دبستان، در مدرسه راهنمایی ثبت نام کرد و در دوره راهنمایی کنار درس،  کتاب های دینی و مذهبی را نیز مطالعه می نمود. علاقه زیاد او به علم آموزی باعث توجه و علاقه معلمان به ایشان شده بود.

حسن سپس دوره دبیرستان را آغاز نمود و تحصیلات خود را در رشته اقتصاد ادامه داد. در این دوره بود که فعالیت سیاسی و مذهبی او به اوج خود رسید و به پیروی از رهبر کبیر انقلاب در همه تظاهرات و پخش اعلامیه های امام شرکت فعال و مؤثری داشت و هم زمان با تحصیلاتش بود که انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) به پیروزی رسید.

حسن در این لحظات حساس با واقعیت های زندگی و با جامعه خود بیشتر آشنا شد و از این رو که مردم جامعه را در سختی و مشقت می دید احساس ناراحتی می کرد و در حل مشکلات آنان در حد توان کوشش می نمود.

حسن همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی، موفق به اخذ دیپلم شد و در آزمون همگانی شرکت نمود و در رشته جغرافیای انسانی در دانشگاه تربیت معلم تهران به تحصیلات عالی ادامه داد. او در سالی که در دانشگاه درس می خواند از لحاظ رفتار و اخلاق اسلامی فردی نمونه و در این مدت، فعالیت زیادی در انجمن اسلامی دانشگاه داشت. 

او با انجام انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه ها برای کمک مالی به خانواده، به شغل لحاف دوزی روی آورد و چندین ماه در همین حرفه که از برادرش آموخته بود، استاد شد. حسن از لحاظ اخلاق و رفتار در بین دوستان خود الگو و نمونه بود و به همین دلیل رفقای بسیاری داشت که ایشان را خیلی دوست می داشتند و از خصوصیت دیگر ایشان، علاقه فراوان به شعر و ادبیات بود.

حسن در اوایل پیروزی انقلاب برای پاسداری از انقلاب به شهر قم رفت و آموزش نظامی خود را به مدت یک ماه در مرکز سپاه قم به اتمام رساند. او با شروع جنگ تحمیلی، به بسیج سپاه آران رفت و ثبت نام نمود و از همین طریق جهت آموزش امداد و کمک پزشکی به لشکر 21 حمزه در تهران اعزام شد.

او در مدت یک ماهی که در تهران بود، به علت استعداد فراوانی که در این کار از خود نشان داده بود، به عنوان مربی برای آموزش سایر برادران انتخاب گردید و بعد از یک ماه مربیگری به جبهه نبرد حق علیه باطل اعزام شد. حسن در عملیات بیت المقدس و فتح خونین شهر شرکت نمود و برای بار دیگر که به جبهه رفت، در خط مقدم حضور پیدا کرد.

او بعد از 20 روز که در پاسگاه زید در خاک عراق بود، برای استراحت به اهواز آمد و با چند تن از همسنگرانش به کنار رودخانه کارون رفتند و در موقع آب تنی در تاریخ 1361/5/30 هنگام نجات و جلوگیری از غرق شدن یکی از برادران رزمنده، خود نیز در آب غرق گردید و به لقاالله پیوست .

روحش شاد، يادش گرامى و راهش مستدام باد

 

فرازي از وصّيت نامه شهيد حسن شاخوسی :

منّت خداى را كه بزرگى از آنِ اوست.
خدا را شكر كه ما را در شرايطى آفريد كه مى‏ توانيم راه را از چاه بازشناسيم.

 

بارالها!

با اين زبان الكن تو را شكر مى ‏كنم كه ما را در زمانى خلق كردى كه بزرگ رهبرى چون خمينى عزيز داريم و تو را ستايش مى ‏كنيم كه كشتيبانى نوح ‏گونه چون او را داريم كه كشتى توفان ‏زده انقلاب را رهنمون مى‏ كند.

 

خداوندا!

تو را به مقرّبان درگاهت، او را براى اين امّت نگهدار.
 

بارى اين وصيّت‏نامه را در شرايطى مى‏ نويسم كه عازم جبهه‏ هاى نبرد حق عليه باطل هستم.

 

خداوندا!

تو آگاهى كه با كوله ‏بارى از گناه مى ‏روم، پشتم از سنگينى گناه خَم گشته ولى خودت گفته ‏اى كه بزرگ‏ترين گناه نااميدى است و من هم به همين دليل اميدوارم به كَرَم تو و بخشش را از تو مى ‏خواهم.
 

مردم عزيز!

من كوچك‏تر از آنم كه وصيّتى به شما بكنم‏ ولى تقاضا مى ‏كنم نگذاريد خون شهدا پايمال شود.
 

پدر و مادر عزيزم!

خود شما بهتر از همه كس مى ‏دانيد كه با رضايت كامل شما به جبهه رفتم و مشوّق اصلى من خود شما بوديد.

 

پدر و مادرم!

خيلى به شما زحمت دادم، به خدا از شما خجالت مى ‏كشم، اميدوارم كه مرا عفو كنيد. اگر خواستيد كه براى من گريه كنيد بر حسين (ع) و قاسم (ع) و على اكبر (ع) گريه كنيد؛ چون آنان به مراتب سزاوارتر از من هستند.
 

برادر مهربانم، حسينعلى!

لطف و صفاى تو را هيچ‏گاه فراموش نخواهم كرد. اميدوارم كه مرا عفو كنى و مى ‏دانى كه من شاگرد تو بودم و هستم. تقاضا مى ‏كنم پدر و مادر را تنها نگذارى.
 

خواهران عزيزم!

يك عمر است كه پاى منبرها از حسين (ع)  و زينب (ع) شنيده ‏ايد، حالا بايد زينب‏ گونه عمل كنيد و زينب ‏وار صبر كنيد و در تربيت فرزندانتان بكوشيد.
 

دوستان مهربانم!

زحمات و وفادارى ‏هاى شما مرا شرمنده كرده؛ مطمئن باشيد كه ياد شما برايم فراموش ناشدنى است. هميشه شعارتان اين باشد :
 
چرخ برهم زنم ار جُز به مرادم گردد              من در آنم كه زبونى كشم از چرخ و فلك
 
اميدوارم مرا حلال كنيد.

 

پدر و مادر عزيزم!

رفتن من به جبهه به منزله خواستگارى است؛ چون مى‏ دانم كه آرزوى داماد كردن مرا داريد و شهادت من مانند عروسى و تشييع جنازه و جلسه ختم من مانند جشن باشد براى شما و اگر گريه مى ‏كنيد، گريه شوق باشد. مبادا رفتار شما دشمنان را شاد كند.
 

درود خداوند نثار خون پاك شهدا باد. به اميد پيروزى هرچه سريع‏تر اسلام در سطح جهان. نابود باد پيوند شوم ضدّ انقلاب، درود بر امام امّت خمينى بت‏ شكن. والسّلام.
 

حسن شاخوسى آرانى ـ  61/5/6

 

 


نویسنده : سایت شهید صیادیان

منبع : کتاب " گوهرهای ماندگار "