حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی) : «اساسی ترین و خاموش ترین جهادها، جهاد در کردستان، سرزمین غریبان است». ::: شهيد دستغيب در ارتباط با جنگ كردستان فرمودند: «هيچ عبادتي بالاتر از خدمت در كردستان نيست». ::: معاون امور راهبردی و اشراف ستاد کل نیروهای مسلح گفت: کردستان سرزمین مجاهدت های خاموش، یک شجره طیبه‌ غرس شده‌ای است که روز به روز بالنده تر می شود. ::: مقام معظم رهبری (ره) فرمودند: کردستان سرزمین فداکاری های بزرگ است؛ سرزمین هنر و فرهنگ است؛ سرزمین صفا و وفاداری است؛ سرزمین مردمِ وفاداری است که در حساس ترین سال های عمر این نظام و این کشور با مردانگی خود و با رشادت خود، توطئه‌های بزرگی را خنثی کردند. سرزمین مردم با رشادت و با رشد عقلی و آگاهی است که توطئه‌ دشمن را در لحظات حساس تشخیص دادند و با فداکاری خود فتنه‌ بزرگی را خاموش کردند، پیش از آنکه آن فتنه بتواند به هدف های شوم خود برسد. این از یاد ملت ایران نخواهد رفت. کردستان در تاریخ انقلاب اسلامی، نشان افتخاری را با خود حمل می کند که در کمتر استانی نظیر آن را می شود دید.

شهید ماشااله ابتدایی آرانی

اطلاعات محصول :

تاریخ ثبت :

سه شنبه 1 فروردين 1391

تعداد بازدید :

507


  • رنگ بندی :

تعداد :    


اطلاعات تکمیلی :

نام پدر : عبدالرحیم جنسيت : مرد
تاريخ تولد : 1340/03/09 محل تولد : روستاهای جنوب تهران
وضعيت تاهل : مجرد تعداد فرزند : *
استان : اصفهان شهرستان : آران و بیدگل
تحصيلات : دوره راهنمایی مذهب : شیعه
تاريخ شهادت : 1362/05/12 محل شهادت : کردستان ( حاج عمران)
نام عمليات : والفجر3 محل دفن : گلزار شهدای امامزاده محمد هلال بن علی (ع) آران
ارگان اعزامي : بسیج نام لشگر : 14 امام حسین (ع)
نام رسته : * مدت حضور در جبهه : *
زندگي نامه :

ماشااله در سال 1340/3/9 در یکی از روستاهای جنوب تهران و در خانواده ای مستضعف چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی خود را در شهر ری گذراند ولی به علت گرفتاری خانوادگی موفق به ادامه تحصیل در دوران متوسطه نشد و به قالیبافی مشغول گشت. پس از چهارسال به همراه خانواده اش به آران نقل مکان کردند و به شغل رنگ کاری اتومبیل پرداخت.

او درسال 1359 خدمت مقدس سربازی اش را در ارتش جمهوری اسلامی (ژاندارمری) گذراند و به خاطر شور و شوق فراوانی که در دفاع از کشور و دینش داشت، داوطلب اعزام به مناطق جنگی شد و بیش از پانزده ماه از دوران خدمت خود را با رشادت و شجاعت در جبهه های جنگ آبادان و اروندرود گذراند و در این مدت چندین بار از طرف فرماندهان ارتش مورد تشویق قرار گرفت. او علاقه فراوانی به ورزش، خصوصاً رشته دو میدانی داشت؛ به طوری که حتی در دوران خدمتش در مناطق جنگی یک بار در مسابقه دو با تجهیزات نظامی، در جاده آبادان (به مسافت 5 کیلومتر) شرکت کرد و به مقام اول مسابقه دست یافت.

بعد از اتمام خدمت سربازی، هنگامی که پدرش به او پیشنهاد کرد ازدواج کند و تشکیل خانواده دهد، در جواب گفت : «قصد دارم به زودی از طرف بسیج سپاه، داوطلبانه به جبهه های دفاع مقدس اعزام شوم» . پانزده روز بعد از حضور در جمع خانواده اش، اواخر سال 1361 با ثبت نام در بسیج آران و بیدگل به جبهه عزیمت نمود و درعملیات والفجر یک شرکت کرد و تا پایان آن عملیات در میدان رزم ماند.

مجدداً برای بار دوم، برای شرکت در عملیات والفجر دو از طریق بسیج، داوطلبانه عازم لشکر 14 امام حسین (ع) سپاه در جبهه های کردستان (منطقه حاج عمران) گردید و در عملیات فتح پادگان حاج عمران عراق حضور داشت. در همان عملیات در تاریخ 1362/5/1 بر اثر اصابت گلوله به قلبش به آرزوی دیرینه اش که رسیدن به فوز عظیم شهادت بود، رسید ولی جنازه مطهرش در میدان جنگ زیر آتش دشمن باقی ماند که پس از بیست روز با همت رزمندگان اسلام از میدان رزم به عقب منتقل و در زادگاهش در گلزار شهدای امامزاده محمد هلال بن علی (ع) به خاک سپرده شد.

وصيت نامه :

«گمان نکنید آنهایی که در راه خدا کشته شده اند، مرده اند؛ بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند»

 

با درود به حضرت بقیه الله الاعظم (عج) و نایب او و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی، اینجانب بر حسب وظیفه ای که احساس نمودم، بعد از خدمت سربازی ام مجدداً داوطلبانه روانه جبهه های جنگ حق علیه باطل شدم. 

وقتی دیدم برادران و جوانان این کشور در جبهه جنگ به خاک و خون می غلتند و احساس نمودم که فعلاً اسلام در خطر است و تمامی ابر قدرت های ظالم شرق و غرب علیه اسلام و کشور متحد شده اند،راهی جبهه (مبارزه با متجاوز) شدم تا آن مسئولیتی که برعهده ام می باشد انجام دهم و به ندای حسین زمان، حضرت امام خمینی، لبیک گویم. امیدوارم که خداوند گناهان مرا ببخشاید و شهادت فی سبیل اله را نصیب من بگرداند.

 

پدر و مادرعزیزم!

از این که نتوانستم وظیفه ای را که نسبت به شما داشتم انجام دهم مرا ببخشید. هیچ وقت زحمات شما را فراموش نمی کنم. شاید من دیگرشما را نبینم و شهادت، که همان آرزوی دیرینه من است نصیبم گردد.

 

پدر و مادرعزیز و برادرانم!

امیدوارم به مهربانی و خوبی خودتان مرا ببخشید و حلالم کنید.

 

ملت ایران!

دست از روحانیت بر ندارید که تمام بار مسئولیت سنگین اسلام و انقلاب بر دوش روحانیت است. هم چنان و همیشه سخنان و فرامین امام و یارانش را اطاعت نمایید. از خانواده شهدا، مفقودان و اسرا عیادت کنید و آنها را دلداری دهید تا در غم فرزندانشان تنها نباشند .

ويژگي ها : قالی بافی- رنگ کاری اتومبیل--ورزش دو میدانی--*
خاطرات و دل نوشته ها :

نویسنده : سايت شهيد حسين صياديان

منبع : کتاب " گوهرهای ماندگار "