حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی) : «اساسی ترین و خاموش ترین جهادها، جهاد در کردستان، سرزمین غریبان است». ::: شهيد دستغيب در ارتباط با جنگ كردستان فرمودند: «هيچ عبادتي بالاتر از خدمت در كردستان نيست». ::: معاون امور راهبردی و اشراف ستاد کل نیروهای مسلح گفت: کردستان سرزمین مجاهدت های خاموش، یک شجره طیبه‌ غرس شده‌ای است که روز به روز بالنده تر می شود. ::: مقام معظم رهبری (ره) فرمودند: کردستان سرزمین فداکاری های بزرگ است؛ سرزمین هنر و فرهنگ است؛ سرزمین صفا و وفاداری است؛ سرزمین مردمِ وفاداری است که در حساس ترین سال های عمر این نظام و این کشور با مردانگی خود و با رشادت خود، توطئه‌های بزرگی را خنثی کردند. سرزمین مردم با رشادت و با رشد عقلی و آگاهی است که توطئه‌ دشمن را در لحظات حساس تشخیص دادند و با فداکاری خود فتنه‌ بزرگی را خاموش کردند، پیش از آنکه آن فتنه بتواند به هدف های شوم خود برسد. این از یاد ملت ایران نخواهد رفت. کردستان در تاریخ انقلاب اسلامی، نشان افتخاری را با خود حمل می کند که در کمتر استانی نظیر آن را می شود دید.

ویژه نامه نوروز

اخبار سایت » اخبار روز
هر ملتی با هر فرهنگی روزهای برجسته و خاصی را برای خود دارد که معمول‌ترین آن فرا رسیدن سال جدید پس از گذشت سیصد و پنجاه و پنج روز در تقویم‌های قمری و سیصد و شصت و پنج روز و اندی در تقویم‌های شمسی و میلادی می‌باشد. در فرهنگ ایرانی و اسلامی نیز این مسئله وجود دارد که آن روز را عید می‌نامند و مردم برایش برنامه‌هایی را تدارک می‌بینند

تعداد بازدید : 233

تاریخ ثبت : شنبه 28 اسفند 1395


 

مقدمه


هر ملتی با هر فرهنگی روزهای برجسته و خاصی را برای خود دارد که معمول‌ترین آن فرا رسیدن سال جدید پس از گذشت سیصد و پنجاه و پنج روز در تقویم‌های قمری و سیصد و شصت و پنج روز و اندی در تقویم‌های شمسی و میلادی می‌باشد. در فرهنگ ایرانی و اسلامی نیز این مسئله وجود دارد که آن روز را عید می‌نامند و مردم برایش برنامه‌هایی را تدارک می‌بینند، البته بعضی روزهای بین سال هم به دلایلی عید نامیده می‌شود که در این نوشتار به تعریف عید نوروز و آداب و سنت‌های موجود ایرانی و اسلامی آن می‌پردازیم. امید است خوانندگان محترم با مطالعه و اجرای آن، در راه رسیدن به یک سبک زندگی صحیح و اصولی گام بردارند و درخواست داریم هرگونه انتقاد و پیشنهاد را اطلاع‌رسانی نمایند.


الف) تعریف عید


1- عید در لغت
 چیزی است که هر بار پس از بار دیگر بر می‌گردد.  عید در فرهنگ لغت معین چنین تعریف شده: جشن، روز جشن، روزی که فرخنده و مبارک است.

2- عید در اسلام
در دین مبین اسلام نیز روز‌هایی تحت عنوان عید مطرح است مانند عید مبعث، عید غدیر، عید فطر، عید قربان و عید هفتگی یعنی روز جمعه که برای هر یک روایات و عباداتی است که برای رعایت اختصار ذکر نشد.


3- عید در قرآن
فقط یک بار این کلمه آن هم در سورة مائده آیة 114 آمده و فلسفة آن این است که حواریّون حضرت عیسی(ع) از او درخواست کرده‌اند که از خدا بخواهد برای آنان مائده‌ای از آسمان بفرستد تا به صداقت آن حضرت، ایمان بیاورند. حضرت هم دعا کرد و عرضه داشت تا این روز را برای همیشه عید بگیریم خداوند هم اجابت فرمود.


4- عید نوروز
در خصوص عید نوروز که یک عید باستانی است و قبل از اسلام در ایران مرسوم بوده اصل آن و بعضی آداب مربوط به آن مورد تأیید اسلام عزیز قرار گرفته مانند: نظافت، دید و بازدید، مهمانی، هدیه و ... اما بعضی آداب دیگر آن در فرهنگ اسلام جایگاهی ندارد و بعضاً خرافاتی و وارداتی است که به هر یک در حد حوصله این نوشتار اشاره می‌شود.


ب) رفتارهای پسندیده عید


1- نظافت
 در خصوص نظافت این حدیث از نبی مکرم اسلام بسیار مشهور است که فرموده‌اند: "النظافة من الایمان" یعنی اگر یک مؤمن به اسلام، همه موارد مربوط به آن را اجرا کند ولی به نظافت بی‌توجه باشد دینش کامل نیست چون بخشی از آن را رعایت نکرده است.
درباره نظافت شخصی پیامبر(ص) اعم از شستشو، مسواک زدن، گرفتن ناخن، اصلاح سر و صورت، پوشیدن لباس و غیره در کتاب سنن‌ النبی فصلی گسترده آمده است که در یک جمله می‌توان گفت پیامبر گرامی اسلام نظیف‌ترین و مرتب‌ترین از همه جهات بوده است.

 
2- دید و بازدید
اسلام برای دید و بازدید تحت عنوان صله رحم حساب ویژه‌ای باز کرده و بعضاً به اثرات مثبت و منفی آن در صورت ترک، مطالب فراوانی دارد مثلاً از پیامبر گرامی(ص) نقل است که مهم‌ترین خصلت پیامبران و راستگویان و شهدا و انسان نیکوکار به دیدار هم رفتن برای خداست.
علی(ع) می‌فرماید: «هر که در راه خدا برادر مؤمن خود را دیدار کند، خداوند می‌فرماید: ای دیدارکننده! پاکیزه جان گشتی، بهشت بر تو گوارا و ارزانی باد».
توضیح: روایات در این زمینه فراوان است که در این نوشتار نمی‌گنجد، البته هدف در تمام این امور به شرطی دارای پاداش‌های معنوی است که برای رضای خدا باشد.


3- مهما‌نی
در خصوص مهمانی امام صادق(ع) احادیثی را بیان داشته‌اند:
امام صادق(ع) از پیامبر(ص) نقل می‌کند که فرمود: «هر کس را که در راه خدا دوست داری با غذای خودت مهمان کن».  غذای بسیار خوب تهیه کن و دوستانت را برای خوردن آن دعوت کن.   (یعنی در صورت توان) اگر کسی برای تهیه غذا هزار درهم تهیه کند که مؤمنی از آن بخورد اسراف نکرده است.  (این‌که توان آن را دارد و به او فشار وارد نمی‎‌شود).
پیامبر(ص) فرمودند: به گونه‌ای به مهمانی نروید که خود را (به‌وسیله اسراف در پذیرایی) به گناه بیندازید. عرض شد: چگونه او را به گناه می‌اندازد؟ فرمودند: تا این‌که برای صاحب‌ خانه چیزی نماند که با آن زندگی کند.


4- هدیه
یکی دیگر از سنت‌های پسندیده هدیه‌دادن به یک‌دیگر است. رسول خدا(ص) فرمودند: «تا وقتی امت من در خیرند که به هم محبت می‌کنند و هدیه می‌دهند و امانت‌دار هستند و از حرام پرهیز دارند و اهل نماز و زکاتند، اگر این موارد را رعایت نکنند دچارکمبود و قحطی خواهند شد».
پیغمبر(ص) فرمودند: «یکی از نشانه گرامی داشتن برادر مسلمان آن است که هم هدیه‌اش بپذیرند هم به او هدیه بدهند اما خود را به زحمت نیندازند».
در روز نوروزی برای امیرالمؤمنین(ع) هدیه آورد‌ند. فرمود: این چیست؟ عرض کردند: ای امیرمؤمنان! امروز، روز عید نوروز است. فرمود: هر روزمان را نوروز کنید.  یکی از کارهای پسندیده بسیار مهم و سفارش‌شده اصلاح ذات‌البین است یعنی آشتی دادن بین کسانی که به هر دلیل با هم مشکل داشته و از هم بریده‌اند که بزرگ محله یا بزرگ فامیل می‌تواند عهده‌دار آن شده و آن را اجرا کند هم خود و هم آنان را به ثواب بزرگی برساند.

 

ج) رفتارهای ناپسند عید


1- اسراف
قرآن می‌فرماید: «ای بنی‌آدم! به هنگام رفتن به مسجد زینت خود را بردارید، بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست ندارد».  اسراف کلمه‌ای بسیار جامعی است که هر گونه زیاده‌روی در کمیّت و کیفیت، بیهوده‌گرایی، اتلاف و مانند آن را شامل می‌شود.  آیات متعددی در این‌باره در قرآن عزیز آمده است که به این یکی بسنده شد. امام علی(ع) می‌فرماید: «زیاده‌روی در هر کاری زشت است مگر در کارهای نیک».  امام صادق(ع) می‌فرماید: «کمترین مرتبه اسراف عبارت است از دور ریختن آبی‌که از آشامیدن اضافه آمده، لباس‌کار و لباس بیرونی یکی باشد، و هستة میوه دور انداخته شود».


2- پرخوری
امام صادق(ع) در چند روایات در مزمت پرخوری می‌فرماید: «همانا خداوند (انسان) پرخور را دشمن دارد».  هیچ چیز نزد خداوند مبغوض‌تر از شکم پر نیست.   بعد از سیری، غذاخوردن موجب بیماری پیسی است.  


داستانی جالب
از امام‌ علی(ع) نقل شده است: حضرت عیسی به شهری رسید که مرد و زنی دعوا می‌کردند. علت آن را پرسید. مرد گفت: زنم عیبی ندارد و صالحه است ولی من او را دوست ندارم. پرسید برای چه؟ گفت: پیر نشده اما کهنه و بی‌طراوت شده است. حضرت به آن زن فرمود: می‌خواهی طراوتت برگردد؟ گفت: آری. فرمود: سیر غذا نخور؛ چون غذای زیادی وقتی در معده بجوش آمد، طراوت را می‌برد. زن به این دستور عمل کرد و به حال اوّل برگشت و محبوب شوهر شد.  از امام موسی بن جعفر(ع) نقل است: «اگر مردم در غذا خوردن میانه‌رو باشند همیشه بدن آن‌ها صحیح می‌باشد».  


3- شب‌نشینی
قرآن می‌فرماید: «یکی از نشانه‌های قدرت و حکمت خداوند خواب در شب و روز است».  ما شب و روز را دو نشانه قدرت و حکمت قرار دادیم.  
خداوند است که شب را برای شما قرار داد تا در آن آرامش بیابید و روز را (برای تلاش) خلق فرمود ... .   دانش امروز این را اثبات کرده که تاریکی شب نه تنها یک وسیلة اجباری برای تعطیل فعالیت‌ها‌ی روز است که اثر مستقیمی روی سلسلة اعصاب آدمی و سایر جانداران دارد ... و چه نادانند مردمی که شب را به بی‌خوابی می‌گذرانند (هوسرانی) و روز را مخصوصاً صبحگاهان نشاط‌انگیز را در خواب فرو می‌روند، به همین دلیل همواره اعصابی نامتعادل و ناراحت دارند.
در روایات از خوابیدن در چند وقت مذمت شده، از طلوع صبح (فجر صادق) تا طلوع آفتاب، مابین نماز مغرب و عشا و بعد از عصر را مکروه کرده است. از امام صادق(ع) نقل شده است که خواب بامداد شوم است و روزی را منع می‌کند و صورت را زرد و زشت می‌کند و این خواب شومی است، (البته) در چند حدیث آمده اگر بعد از نماز صبح قدری تعقیب بخواند و بعد بخوابد باکی نیست.  یکی از آثار شب‌نشینی‌های طولانی محروم‌ شدن از ثواب نماز صبح است، روایات ارزشمندی در اهمیت شرکت در جماعت نماز صبح آمده که به دلیل شب‌نشینی طولانی از دست می‌رود.


4- شوخی و مزاح
افراط در آن مذموم و در شریعت مقدس نهی شده است، زیرا باعث سبکی و ... می‌گردد و دل را می‌میراند اما مزاح اندک که از حق تجاوز نکند و مشتمل بر سخن باطل و ایذاء و اهانتی نباشد و باعث شکفتگی خاطری گردد مذموم نیست و مکرر از حضرت رسول(ص) صادر شده است.  
از یونس شیبانی روایت شده که امام صادق(ع) به من فرمودند: چقدر با یک‌دیگر شوخی می‌کنید؟ گفتم: خیلی کم. امام فرمودند: چرا با یک‌دیگر شوخی نمی‌کنید؟ چون شوخی از خوش‌خلقی است زیرا با مزاح و شوخی می‌توانی برادر دینی‌ات را شاد کنی. رسول خدا با مردم شوخی می‌کرد تا مردم را خوشحال کند.


5- طنز (جک) و مسخره‌کردن
خداوند در قرآن می‌فرماید: «ای مؤمنان! نباید قومی، قوم دیگر را مسخره کند، شاید آن قوم برتر باشد، زنان هم نباید یک‌دیگر را مسخره کنند (به همان دلیل) و به یک‌دیگر طعنه نزنید و برای هم لقب‌های زشت به کار نبرید، بسیار بد است بعد از این‌که کسانی ایمان آورده‌اند، آنان را کافر و فاسق بخوانند».  از این آیه چنین فهمیده می‌شود که این‌گونه کارها چه بسا انسان را به کفر و فسق بکشاند. در حقیقت کسی که تحت عنوان مزاح و خوش‌خلقی، فرد یا قومی را تحقیر می‌کند، خود را سبک کرده است. امام هادی(ع)  فرمودند: «هرکه قدر خود را نداند از شر او آسوده مباش».


د) سنت‌های غلط


1- چهارشنبه‌سوری
در زمان قدیم یا باستان که به نظافت ‌خانه‌ها می‌پرداختند، تحت عنوان یک برنامه تفریحی، بوته‌های هیزم را آتش می‌زدند و از روی آن می‌پریدند و این جمله را می‌گفتند: «زردی من از تو، سرخی تو از من» (کنایه از این‌که من هرگز مریض نشوم و از مریضی رنگم زرد نشود). این حکمتی داشت و آن این‌که دودی که از هیزم بلند می‌شد، نقش ضدعفونی کردن داشت. جالب است امروز هم از دود برای رفع آثار گاز اشک‌آور استفاده می‌شود، امروزه این کار موضوعیت ندارد. از آن بدتر، هیزم تبدیل به وسایل انفجاری شده که از چند جهت خلاف عقل است، نه فقط خلاف شرع و برابر قانون "لا ضرر و لا ضرار". خرید و فروش و به کار‌گیری آن به همین منظور حرام است و باعث آلودگی هوا، آلودگی صوتی، آلودگی اخلاقی، آسیب‌های مختلف و تبعات دیگر مانند: ایجاد ترس در زنان باردار و آثار مخرب آن در جنین و قطع عضو و غیره می‌شود.


2- کاشت سبزه
این کار نیز در قدیم برای تشخیص رشد و باردهی دانه‌ها در سال زراعی جدید انجام می‌گرفت. در حقیقت یک نوع کار آزمایشگاهی به شمار می‌رفت که امروزه دیگر جایی ندارد و دارای خسارت هنگفتی به جامعه است. اگر فرض کنیم در جامعة هفتاد میلیونی ایران، فقط هر نفر یک سیر (معادل هفتاد و پنج گرم) جو، گندم، نخود و ... را سبز کند؛ هفتاد میلیون ضرب در هفتاد و پنج گرم، در نهایت چندین هزار کیلو دانه را از بین برده‌ایم. به ‌جای این‌ کار می‌توان در گلدان چیزی سبز کرد که باری از آن در همان حد به دست آید. اگر باغچه‌ای داریم؛ بهتر است در باغچه بکاریم که برداشتی هم داشته باشد.


3- گره‌زدن سبزه
متأسفانه این کاری خرافی است و چه آسیب‌ها که به کشت ‌و کار کشاورز زحمت‌کش وارد می‌شود. رفتن داخل زمین کشت‌شده توسط بچه‌ها و پایمال کردن آن و گره‌زدن، تازه معلوم نیست از کجا وارد فرهنگ ما شده است. اتفاقاٌ در حقیقت با گره‌زدن، گرهی باز نمی‌شود بلکه گرهی در کار ایجاد می‌شود.


4- حاجی فیروز
به احتمال قوی این یک سنت وارداتی از غرب است. اگر دقت کنید مشابه این شخصیت، تحت عنوان بابا نوئل در آن فرهنگ وجود دارد. منتها، چون سابقه تاریخی تداخل فرهنگ‌ها در طول زمان و جنگ‌ها (جنگ‌های صلیبی و منطقه‌ای) وجود دارد. کشف این مسئله به طور دقیق کاری دشوار است و کمتر در این رابطه‌ها چیزی در اختیار عموم می‌باشد. لذا به ‌گونه‌ای جا افتاده که به صورت یک فرهنگ خودی درآمده است. در هر حال اولاً با فرهنگ اسلامی ثانیاً با شخصیت یک ایرانی، هم‌خوانی ندارد.
نه تنها این‌گونه کارها با فرهنگ اسلامی و ایرانی هم‌خوانی ندارد بلکه به تعبیر قرآن مجید مخالف شئون انسانیت نیز هست. در قرآن می‌فرماید: «ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم و در خشکی و دریا (به‌وسیله مَرکَب‌ها) حمل کردیم و از انواع روزی‌های پاکیزه به آن‌ها روزی دادیم و بر بسیاری از موجوداتی که خلق کردیم برتری بخشیدیم».  در جایی دیگر انسان را خلیفه خود در زمین خوانده  و آیات دیگر که از شخصیت انسان صحبت می‌کند.
تازه این برای نوع انسان است؛ برای اهل ایمان حساب ویژه‌ای باز کرده تا آن‌که حرمت آن را از کعبه بالاتر می‌داند، لذا از تکدّی‌گری و گدایی نهی فرموده و انسان‌های مؤمن و خوددار و تنگ‌دست را افرادی عفیف شمرده: 1- ما می‌بینیم کسانی با سیاه‌کردن صورت خود و حرکات ناموزون و لباس و کلاه آن‌چنانی برخلاف کرامت انسانی در کوچه و خیابان معرکه می‌گیرند.
2- همان‌گونه افراد با نژادهای مختلف در همة کشورها حضور دارند، در زمان ما این سیاه کردن، اهانت و تحقیر سیاه‌پوستان را نشان می‌دهد.

5- سیزده‌به‌در و نحوست
 در قرآن کریم کلمة "نحس" در دو سوره و کلمه نحاس در یک سوره آمده است.  
نحس در لغت: نحس ضدّ سعد ، به تعبیری دیگر نحس یعنی شوم، بدشگون، نحس و نحوست، ضد سعادت، بدفرجام، بداختر، بدطالع.
دو آیة که کلمه نحس در آن آمده است مربوط به سرنوشت قوم عاد است که داستان عجیبی دارد. از نظر هیکل بسیار قوی و از نظر خانه‌سازی، خانه‌های بزرگی می‌ساختند. پیامبر آنان به نام هود، سالیان درازی آن‌ها را به خدا پرستی دعوت کرد ولی نپذیرفتند و بر بت‌پرستی بودند تا این‌که پس از هفتصد و شصت سال  مأمور به نفرین شد و آن‌ها را نفرین کرد عذاب نازل شد و همه را به جز هفده نفر که ایمان آورده بودند نابود کرد. این عذاب هفت شب و هشت روز ادامه داشت و قرآن این روزها وشب ها را که به دلیل کفر قوم عاد عذاب نازل کرد ایام نحس خوانده است. نتیجه این‌که در خلقت ایام نحسی وجود ندارد بلکه سعد و نحس به عملکرد فرد یا جامعه بر می‌گردد؛ همان‌گونه که جشن و سرور هم به عملکرد فرد و یا جامعه بر می‌گردد یعنی هر گاه نعمتی یا واقعة مفید و بزرگی به وقوع می‌پیوندد آن روزها را عید، ایام‌الله و ... می‌نامند که از ایام‌الله در زمان ما و در کشور عزیز ما ایام‌الله دهه فجر انقلاب، 17 شهریور و ... را می‌توان نام برد.
آری یکی در روز سیزده به‌در، در معامله‌ای سودی می‌برد، ازدواج می‌کند، خداوند به او فرزندی عطا می‌کند شکرانه به جا می‌آورد، آن روز برایش سعد و میمون و مبارک است. دیگری به صحرا و تفریح می‌رود مرتکب خلاف‌هایی می‌شود عواقبش دامن او را می‌گیرد لذا می‌گوید روز نحسی بود و این اختصاص به سیزده نوروز ندارد. اتفاقاً روز 13 رجب روز تولد حضرت علی(ع) است که روز بسیار مبارکی است. از این گذشته همة ماه‌های شمسی و قمری و میلادی روز سیزده دارد؛ چه شده که سیزده فروردین گناه‌کار شده، سؤالی است بی‌جواب.


ه) آسیب‌ها


1- هر چیزی آفتی دارد که آن را فاسد کرده یا به کلی از بین می‌برد. در دید و بازدیدها، هدیه دادن‌ها، مهمانی‌ها، حتّی کارهای عبادی اعم از واجب و مستحب هم آفت‌هایی وجود دارد که به بعضی از آن‌ها اشاره می‌شود. هر چند در لابه‌لای مطالب هم ذکر شده ولی به عنوان پی‌آمد ذکرش خالی از لطف نیست.


1- فخر فروشی
قرآن می‌فرماید: «با بی‌اعتنایی از مردم روی مگردان و مغرورانه بر زمین راه نرو که خداوند هیچ متکبر مغروری را دوست ندارد». به ‌عبارت دیگر خداوند هیچ خیال‌بافی و فخر فروشی را دوست ندارد.  
الف: جزء آداب و رسومات عید یکی آن است که بعضاً لوازم خانه را عوض می‌کنند، لباس نو می‌خرند و می‌پوشند، خانم‌ها زیور‌های خود را به خود همراه می‌کنند که تا این‌جا اشکالی نیست اما وقتی به دیدار یک‌دیگر می‌روند به جای احوال‌پرسی و جویا شدن از مشکلات هم و پیدا کردن راه حل مشکلات، اغلب سخن از نشان‌دادن زیورآلات و قیمت لوازم خانگی به بیان می‌آید که:
1- طرف مقابل اگر نتواند هم‌شأن او باشد تحقیر می‌شود، دلش می‌سوزد.
2- پس از این رفت و آمد وسوسه می‌شود که خود را بالاتر یا حداقل برابر او قرار دهد که این ریشه اختلاف خانوادگی می‌شود که چه بسا به جدایی بی‌انجامد.
ب: یکی دیگر غیبت و بعضاً تهمت است که در شرع مقدس از خطرناک‌ترین کارها شمرده شده است. در قرآن غیبت را خوردن گوشت برادر مرده مثال زده  که نتیجه آن در جامعه، بی‌اعتمادی و کدورت و قطع رحم است. در روایات آمده که قطع رحم، عُمر را کوتاه می‌کند و برکت را می‌برد.


2- فال زدن
در قرآن مجید درباره فال، لفظ تطیّر آمده است، در داستان اصحاب قریه در سوره یس آمده است که اصحاب قریه به پیامبران گفتند: ما شما را به فال بد گرفته‌ایم ... رسولان گفتند: اگر درست فکر کنید شومی از خودتان است.  
در روایاتی آمده یکی از یاران امام دهم(ع) گفت: خدمت حضرت رسیدم در حالی‌که در مسیر راه چند نوبت آسیب دیده بودم. گفتم خدا مرا از شرّ این روز حفظ کند. امام فرمودند: (تو) با ما ارتباط داری و این را می‌گویی؟ روز که گناهی ندارد ...  امام فرمودند: رسول گرامی اسلام(ص) فرمودند: روزگار را دشنام ندهید چرا که خداوند روزگار است. خداوند می‌فرماید: این سخن آدمیزاد مرا آزار می‌دهد که به دهر ناسزا می‌گوید ...


3- سفره هفت‌سین
مسئله سفره هفت‌سین و چهارشنبه‌سوری و نحس دانستن روز سیزده و امثال آن مانند گره‌زدن سبزه، گرفتن فال قهوه و ... نوعاً خرافی است و پایه‌اش به جایی در شرع و عقل مرتبط نمی‌شود جز اتلاف وقت و پیروی کورکورانه از سنت‌هایی که ریشه‌اش معلوم نیست. اگر بنا باشد در این زمینه مطالبی نوشته شود سخن طولانی می‌شود و از هدف این مجموعه که فقط در حد جرعه‌ای از دریا است دور خواهیم شد.


4- آسیب در مهمانی‌ها
1- تنوع در تهیه غذا و اسراف در مقدار تهیه آن
2- توجه به امکانات یک‌دیگر مانند: فرش و پرده و طلا و غیره که این دو مورد بعضاً باعث قطع روابط می‌شود. در قرآن کریم می‌فرماید: «به مؤمنین بگو میدان دید خود را کم کنند ... و به زنان نیز ضمن چند دستور اوّل به کوتاه کردن نگاه به قول خودمانی یعنی چشم‌چرانی اشاره دارد.
درست است که اولین آن، نگاه به نامحرم است که در این رابطه سخن بسیار است و تبعات منفی بسیار خطرناکی را در پی دارد و نوعاً یک نگاه، دلی را اسیر خود می‌کند که در روایات آن را تیری از سوی شیطان معرفی کرده است ولی مصداق دیگرش هم می‌تواند نگاه به وضع زندگی یک‌دیگر باشد که همین هم گاهی زندگی کسانی را به هم زده یا حداقل ارتباط را قطع کرده است.
3- دلقک‌بازی و مزاح‌های نامتناسب مانند داستان حاجی فیروز. اصلاً کلمه حاجی که مقام ارزشمند معنوی را با خود دارد به مسخره گرفته شده است. دیگر این‌که سیاه کردن چهره در نظر سیاه‌پوستان همان‌گونه که قبلاً اشاره شد تحقیر آنان محسوب شود. آن هم امروز که در همه جا، همه نوع انسانی کم و بیش حضور دارد.
4- گفتن مطالب نامعقول و اهانت‌آمیز که اول شأن گوینده را پایین می‌آورد و بعد هم دیگران را می‌رنجاند یا به گفتن مطالبی از این دست وا می‌دارد که با صراحت آیات قرآن کریم مخالف است مثلاً در جایی می‌فرماید: «از نشانه مؤمنین یکی آن است که از سخنان بیهوده روی گردانند».
دیدیم که درباره هدیه حضرت فرمودند که نباید خود را به زحمت بیندازد اما امروزه می‎‌بینیم نوعاً بین بعضی از خانم‌ها شایع است که در فلان جریان مثلاً مسافرت، تولد نوزاد، جشن عروسی، من فلان مبلغ را دادم یا فلان چیز را خریدم و او برای من فلان مبلغ (کمتری) را داده یا من برای عروسی فرزندش چنین کاری کردم او چنان کرده و فرزند مرا تحقیر کرده و از این حرف‌های کدورت‌آور؛ یعنی در حقیقت وقتی هدیه می‌دهد به طمع بازگشت هدیه‌ای بیشتر هستیم در حالی‌که توجه به وضع طرف مقابل نداریم. اصلاً فلسفه هدیه اظهار محبت است نه کمیّت آن.


و) خاطره
 برای این‌که یادی هم از شهدا کرده باشیم خاطره‌ای را درباره نوروز در جبهه یادآور می‌شویم:
25 اسفند 1363 در آستانه نوروز مسئول گروه جوله (گشت) در منطقه شویشه سنندج کردستان بودم. گروه را برای پاکسازی از چندین روستای مجاور آماده کرده و به راه افتادیم. بچه‌ها، روزها پاکسازی از روستاها را انجام می‌دادند و شب‌ها تا صبح در اطراف قله‌ها و بالای خانه‌های بلند مشرف به روستا مشغول نگهبانی بودند و روز بعد دوباره جهت پاکسازی به روستای دیگری حرکت می‌کردیم. در روستای «گندمان»، نیروها را مستقر کرده و روز اول عید بود تعدادی را برای نگهبانی و تعدادی نیز در مسجد روستا که به عنوان مقر استفاده می‌شد مستقر بودند. آن روز برای نیروها صحبت کردم و آغاز سال نو و جشن نوروز با دید و بازدید و تبریک و تهنیت و عیدی دادن و عیدی گرفتن‌ها کم و بیش در منطقه نیز جریان داشت. موقع تحویل سال بعضی سفره هفت‌سین می‌انداختند که سین‌های آن بسته به نوع تخصص بچه‌ها توفیر(فرق) می‌کرد. سفره هفت‌سین افرادی که در واحد تخریب با مین سر و کار داشتند به نحوی بود و در زرهی یا نیروی پیاده به نحوی دیگر. ما نیز این سنت سفره انداختن را حفظ کرده بودیم. هفت‌سین ما (نیروی پیاده) در جبهه عبارت بود از 1- سربند «یا فاطمه زهرا(س)» 2- سیم خاردار 3- سُمبه اسلحه 4- سرنیزه 5- سوزن اسلحه 6- سیمینوف (نوعی اسلحه است) 7- سی چهار (C4) نوعی خرج مواد منفجره

راوی: رزمنده آقای حسن سعدی

 

چکیده
خلاصه نوروز یعنی روزی نو، یعنی بررسی کارها که انجام شده در سال گذشته و برنامه‌ریزی جدید برای سال آینده و نو کردن اندیشه برای پیشرفت در زمینه‌های اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و هر چیز دیگری که به سرافرازی یک ملت، آن هم ملتی انقلابی و اسلامی منتهی گردد و از آثار فرهنگی وارداتی بیرون آمدن و به فرهنگ خودی وارد شدن، از مُدپرستی، تجمل‌پرستی، بیگانه‌پرستی، خارج شدن و به آداب و سنن مترقی اسلامی وارد شدن. چه خوب است جواب این سه سؤال را پیدا کنیم.
1- مُد چیست؟ 2- مُد ساز کیست؟ 3- دلیل پیروی یک مسلمان از مُد کدام است؟

 

آخرین کلام
 حضرت علی(ع) فرمود: «امروز تنها عيد كسى است كه خداوند روزه‌اش را پذيرفته و شب‌زنده‌داری‌اش را سپاس گزارده است».
در روز عیدی حضرت فرمودند: «عید برای کسی است که روزه‌اش قبول و پایداریش موجب شکرگزاری خدا باشد». خلاصه هر روزی که در آن معصیت خدا نشود، آن روز عید است.  


گلایه


فرهنگ ما برای جهالت زدودن است       
                   مأمور زشت بودن و زیبا نمودن است
برنامه‌اش که سخت به فرهنگ اجنبی است      
                  از بهر مغز خستن و اعصاب سودن است
یک درس زندگی به جوانان نمی‌دهد     
                           طوطی صفت قصه مهمل سرودن است
در بسته به، مدرسه‌ای را که کار آن    
                             بر روی ملتش درِ ذلت گشودن است
بیدار شو که نغمه طنبور اجنبی
                                     لالایی است و از پی بهتر عنودن است
برخی به خواب غفلت و برخی شریک دزد  
                       دزدی که مقصدش، رمق از ما ربودن است
ملت که شد پیرو توپ و مدال و مُد    
                       دیگر چه جای آیة قرآن شنودن است
بس کن غریب، رنجه مکن قلب دوستان   
                         پایان این کلام تو بر دار بودن است
سُکّان انقلاب چو در دست سِد علی است
                         تدبیر صائبش ره دشمن زدودن است

 

حجت‌الاسلام عباس تفکری آرانی
25/12/1395

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نویسنده : حجت الاسلام عباس تفکری آرانی

منبع : زیرنویس شده در متن پژوهش نامه