سایت در حال به روز رسانی می باشد. منتظر دیدارهای آتی شما از سایت سردار شهید حسین صیادیان هستیم. ::: حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی) : «اساسی ترین و خاموش ترین جهادها، جهاد در کردستان، سرزمین غریبان است». ::: شهيد دستغيب در ارتباط با جنگ كردستان فرمودند: «هيچ عبادتي بالاتر از خدمت در كردستان نيست». ::: معاون امور راهبردی و اشراف ستاد کل نیروهای مسلح گفت: کردستان سرزمین مجاهدت های خاموش، یک شجره طیبه‌ غرس شده‌ای است که روز به روز بالنده تر می شود. ::: مقام معظم رهبری (ره) فرمودند: کردستان سرزمین فداکاری های بزرگ است؛ سرزمین هنر و فرهنگ است؛ سرزمین صفا و وفاداری است؛ سرزمین مردمِ وفاداری است که در حساس ترین سال های عمر این نظام و این کشور با مردانگی خود و با رشادت خود، توطئه‌های بزرگی را خنثی کردند. سرزمین مردم با رشادت و با رشد عقلی و آگاهی است که توطئه‌ دشمن را در لحظات حساس تشخیص دادند و با فداکاری خود فتنه‌ بزرگی را خاموش کردند، پیش از آنکه آن فتنه بتواند به هدف های شوم خود برسد. این از یاد ملت ایران نخواهد رفت. کردستان در تاریخ انقلاب اسلامی، نشان افتخاری را با خود حمل می کند که در کمتر استانی نظیر آن را می شود دید.

دیدار با خانواده شهید مصطفی امیدی

گزارش هفتگی دیدار
در تاریخ 1396/10/11 با خانواده شهید مصطفی امیدی دیدار شد.

تعداد بازدید : 78

تاریخ ثبت : سه شنبه 12 دي 1396


 

جلسه با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید آغاز و سپس حجت الاسلام تفکری مطالبی را بیان نمودند.


صحبت های حسین امیدی (برادر شهید):

 


همان طور که می دانید نگهداری از انقلاب و ارمان های آن از خود انقلاب مهم تر است. عظمت این انقلاب و اتحاد و همدلی مردم در به دست آوردن آن در سراسر جهان مثال زدنی است. امروز جهانیان ما را بر فراز قله موفقیت و اقتدار و استقلال می بینند، باید مواظب باشیم که پای ما در دامنه ها نلغزد.


امام خمینی فردی خودساخته بود که پشتوانه او خدا بود و شهدا به او اقتدا کرده و به راهی رفتند که امام نشان داد. شهدا دنیا را به اندازه کافی و آن را هم برای آخرت خود می خواستند.


مصطفی پنج سال از من کوچکتر بود و به شغل معلمی علاقه زیادی داشت. در زمان انقلاب تقریباً 16 – 17 ساله بود که در راهپیمایی و تظاهرات شرکت می کرد. قبل از شروع جنگ به مناطق محروم مثل چابهار و ... رفته بود. در زمان شروع جنگ، مصطفی دانشجوی رشته تربیت معلم بود ولی به خاطر رفتن به جبهه، درس را رها کرد.


او عضو واحد تخریب به فرماندهی آقای صنعت کار بود. آقای صنعت کار قبل از شروع هر عملیات، با مصطفی صحبت می کرد و با هر بار آمدن او، اعضای خانواده متوجه می شدند که عملیاتی در شرف وقوع است. در یکی از عملیات ها مجروح شد و ترکشی در قسمت قفسه سینه و پایین قلب او بود که احتمال حرکت داشت. بالاخره در عملیات والفجر 2 در منطقه پیرانشهر به آرزوی خود که شهادت بود رسید. طبق گفته همرزمانش، روز قبل از عملیات به دوستان خود گفته فردا جنازه من را هم با خود بر خواهید گرداند.


مصطفی فردی آرام، قانع و بسیار مهربان بود. هیچ خواسته نابجایی از خانواده نداشت و دوستانش او را فردی شوخ طبع می دانستند.


صحبت های آقای حسینی (دوست شهید):

 


مصطفی در مقطع کوتاهی (شش ماه) دبیر فرهنگی من بود و بعد از آن به جبهه رفت. با اخلاق خوب و نیکویی که داشت نوجوانان را به خود جذب می کرد. در هر شرایطی بر لبانش لبخند بود. تا جایی که می توانست امر به معروف و نهی از منکر انجام می داد. همراه همیشگی او شهید بنی طباء بود که زمان شهادت این دو با هم حدود 5 ماه است.


جلسه با سلام بر امام حسین (ع) و دعای حجت الاسلام تفکری پایان پذیرفت.

 

تصاویری از مراسم

 

 

 

 

 


نویسنده : سایت شهید حسین صیادیان

منبع : سایت شهید حسین صیادیان