سایت در حال به روز رسانی می باشد. منتظر دیدارهای آتی شما از سایت سردار شهید حسین صیادیان هستیم. ::: حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی) : «اساسی ترین و خاموش ترین جهادها، جهاد در کردستان، سرزمین غریبان است». ::: شهيد دستغيب در ارتباط با جنگ كردستان فرمودند: «هيچ عبادتي بالاتر از خدمت در كردستان نيست». ::: معاون امور راهبردی و اشراف ستاد کل نیروهای مسلح گفت: کردستان سرزمین مجاهدت های خاموش، یک شجره طیبه‌ غرس شده‌ای است که روز به روز بالنده تر می شود. ::: مقام معظم رهبری (ره) فرمودند: کردستان سرزمین فداکاری های بزرگ است؛ سرزمین هنر و فرهنگ است؛ سرزمین صفا و وفاداری است؛ سرزمین مردمِ وفاداری است که در حساس ترین سال های عمر این نظام و این کشور با مردانگی خود و با رشادت خود، توطئه‌های بزرگی را خنثی کردند. سرزمین مردم با رشادت و با رشد عقلی و آگاهی است که توطئه‌ دشمن را در لحظات حساس تشخیص دادند و با فداکاری خود فتنه‌ بزرگی را خاموش کردند، پیش از آنکه آن فتنه بتواند به هدف های شوم خود برسد. این از یاد ملت ایران نخواهد رفت. کردستان در تاریخ انقلاب اسلامی، نشان افتخاری را با خود حمل می کند که در کمتر استانی نظیر آن را می شود دید.

دیدار با خانواده شهید محمود یونسی

گزارش هفتگی دیدار
در تاریخ 1396/11/16 با خانواده شهید محمود یونسی دیدار شد.

تعداد بازدید : 58

تاریخ ثبت : سه شنبه 17 بهمن 1396


 

جلسه با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید آغاز و سپس حجت الاسلام تفکری مطالبی را بیان نمودند.

 

صحبت های آقای محمد یونسی (پدر شهید):

 

 

از چهار سالگی محمود را با خود برای کار کشاورزی به  صحرا می بردم. در هفده سالگی چندین بار، آب انبار مدرسه را تمیز کرد. به او گفته بودم که این کارها ثواب دارد و در قبال این کارها از کسی دستمزد نگیر. بعد از انجام این کارها، به صحرا می آمد و به من کمک می کرد.


یک روز به من گفت: فردا می خواهم با دوستانم به جبهه بروم. به او گفتم: برو ولی به محض رسیدن برای مادرت نامه بنویس. محمود دو بار به جبهه رفت. بار اول با علی محمد اربابی رفت. یک ماه بعد خودم به همراه تعدادی از اهالی محل که حدوداً 60 – 70 نفر بودیم، گندم، هیزم، تعدادی حیوان و چیزهای لازم برای جبهه را روی ماشین سوار کرده و به شوشتر رفتیم. در شوشتر 8 دیگ حلیم پختیم. بعد به مناطق غربی رفتیم و در آنجا هم 10 دیگ حلیم پختیم. دو دیگ آن را داخل هواپیما گذاشتند و برای توزیع بین نیروها به مناطق جنگی بردند.


همیشه به من توصیه می کرد که هیچ وقت دروغ نگویم. در کارهایم با او مشورت می کردم. محمود خیلی مردمدار بود و به آنها کمک می کرد.  هم سنگری هایش همیشه از زرنگی و چابکی او تعریف می کردند. یک ماه طول کشید که از محمود خبری نبود. به برادرش گفتم: نمی دانم چگونه است که از محمود خبری نیست. گفت: نگران نباش، همین روزها خبری از او می رسد. بعد از چند روز، زمانی که از صحرا برمی گشتم دیدم همه اعضای خانواده با هم پچ پچ می کنند که متوجه شدم امشب محمود می آید. او در زمستان 65 با اصابت تیری به پایش به شهادت رسید.

 
صحبت های آقای یونسی (برادر شهید):

 


همیشه در کار کشاورزی به پدرم کمک می کرد. گاهی هم به کوره های آجرپزی می رفت. در اوقات فراغتش، فوتبال بازی می کرد و من هم با او می رفتم. خیلی دوست داشتنی و مردمی بود.


در ادامه آقای علی صیادیان مطالبی را درباره شهدا مطرح کردند.

 


 جلسه با دعای حجت الاسلام تفکری پایان پذیرفت.
 

تصاویری از مراسم

 

 

 

 

 

 

 


نویسنده : سایت شهید حسین صیادیان

منبع : سایت شهید حسین صیادیان