حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی) : «اساسی ترین و خاموش ترین جهادها، جهاد در کردستان، سرزمین غریبان است». ::: شهيد دستغيب در ارتباط با جنگ كردستان فرمودند: «هيچ عبادتي بالاتر از خدمت در كردستان نيست». ::: معاون امور راهبردی و اشراف ستاد کل نیروهای مسلح گفت: کردستان سرزمین مجاهدت های خاموش، یک شجره طیبه‌ غرس شده‌ای است که روز به روز بالنده تر می شود. ::: مقام معظم رهبری (ره) فرمودند: کردستان سرزمین فداکاری های بزرگ است؛ سرزمین هنر و فرهنگ است؛ سرزمین صفا و وفاداری است؛ سرزمین مردمِ وفاداری است که در حساس ترین سال های عمر این نظام و این کشور با مردانگی خود و با رشادت خود، توطئه‌های بزرگی را خنثی کردند. سرزمین مردم با رشادت و با رشد عقلی و آگاهی است که توطئه‌ دشمن را در لحظات حساس تشخیص دادند و با فداکاری خود فتنه‌ بزرگی را خاموش کردند، پیش از آنکه آن فتنه بتواند به هدف های شوم خود برسد. این از یاد ملت ایران نخواهد رفت. کردستان در تاریخ انقلاب اسلامی، نشان افتخاری را با خود حمل می کند که در کمتر استانی نظیر آن را می شود دید.

فرازی از کتاب "دفاع قابل دفاع"

اخبار سایت » اخبار روز
پرسش 104 و پاسخ آن

تعداد بازدید : 15

تاریخ ثبت : پنج شنبه 10 آبان 1397


 

104- در مورد شهادت محمدحسین فهمیده توضیح دهید. گفته می شود او خود را زیر تانک انداخت و آن را منهدم کرد. بعضی می گویند که با نارنجک بستن و  زیر تانک رفتن، نمی‌ شود تانک را منفجر کرد؟!

 

دومین نفر از چپ: شهید محمدحسین فهمیده

طبق نقل بعضی از همرزمان شهید فهمیده، گفته شده است که وی درحالیکه تعدادی نارنجک به کمر بسته و یا در دستش بود، در منطقۀ شمالی و نزدیک ایستگاه خرمشهر، برابر یورش ارتش متجاوز مقاومت می کرد. او سعی داشت تانک های دشمن را که با هدف محاصره‌ کردن جمعی از رزمندگان ما پیش می آمدند، مورد اصابت نارنجک‌ های خود قرار دهد. در این لحظات بود که در زیر چرخ های یکی از وسایل زرهی دشمن (تانک یا یکی از انواع نفربرها و خودروهای زرهی) به شهادت رسید.


البته کسانی که در خط مقدم جنگیده اند، به خوبی می دانند، در صحنۀ دود و آتش، با صدای پی در پی و گوش‌ خراش شلیک گلوله ها، انفجار مهیب بمب ها، بوی خاکستر و باروت، گرد و غبار تخریب، رعب و وحشت، خون و جراحت، ناله و فریاد، روایت ‌کردن و نقل ماجرا به طور دقیق کار ساده ای نیست.! هر فردی از یک زاویه‌ ای وقایع را مشاهده کرده است و به گونه ای متفاوت از دیگران قضاوت نموده و شاید با ضرس قاطع مشاهدات خود را نقل می کند.


همچنین است هر فردی که خبری را می شنود بر اساس تجربیات خویش، صحنۀ واقعه را بازسازی ذهنی یا تصور کرده و به میزان اطلاعات خود از حادثۀ پیش آمده، درک و فهم دارد و سپس بر این مبنا قضاوت می نماید. ممکن است حتی یک فرد نظامی با ده‌ ها سال تجربه فرماندهی در سطح و رده قرارگاه، سپاه و یا لشکر در عملیات‌ های گوناگون هم نتواند صحنه‌ های احتمالی درگیری تن‌ به‌ تن یا تن با تانک را تصور کند. چون اگرچه او فرمانده بوده است، اما شاید رزم نزدیک در خط مقدم را تجربه نکرده و بارها از آن صحنه‌ ها فقط گزارش دریافت نموده باشد. وقایعی مانند موضوع این سؤال به ندرت اتفاق می‌ افتد و لزوماً در همه عملیات‌ ها و در همه شیوه‌ های رزم به منصه ظهور نمی‌ رسد.


باید توجه کنیم که برای شناخت و تحلیل درست هر اتفاقی، لازم است که مکان و زمان وقوع و نیز عوامل گوناگون تأثیرگذار بر آن را به درستی مطالعه کنیم و با عنایت به موارد مشابه این اتفاق، احتمالاتی را که قابل تصور است مورد بررسی قرار دهیم.


به قول شاعر متفکر و نکته سنج، مولوی: گروهی از افراد در محلی تاریک یک فیل را لمس کردند. سپس به روشنایی آمده و هر کدامشان به گونه ای متفاوت از دیگران، شکل فیل را توصیف می کردند.


از نظرگه گـفتشان شد مــختــلف          آن یکی دالش لقب داد این الف
در کف هر یک اگر شمـعی بُــدی          اختلاف از گفتشان بیرون شدی


حادثۀ شهادت فهمیده فقط 3 روز بعد از اشغال خرمشهر به دست متجاوزان رخ داده است. یعنی زمانی بود که غم و اندوه از دست رفتن این شهر، سراسر وجود جوانان غیرتمند و انقلابی ما را فراگرفته بود؛ موقعی که دشمن بعثی، سرمست از اشغال خرمشهر برای تصرف جاده های آبادان- اهواز و آبادان- ماهشهر به پیش می‌ تاخت. دشمن قصد داشت با دور زدن خرمشهر به محاصرۀ آبادان بپردازد و سپس این شهر مهم و بزرگ را اشغال کند. نام شهر آبادان را در نقشه چاپ‌ شدۀ ارتش عراق «عَبادان» گذارده بودند.! تصور اشغال آبادان توسط دشمن برای مردم به ویژه رزمندگان ما یک کابوس وحشتناک بود. این اضطراب و دلشوره، دلسوزان انقلاب اسلامی را رها نمی کرد.


لازم است این نکته برای پرسش کنندۀ محترم روشن شود که معمولاً یک رزمنده سعی می کرد، نیروهای انسانی و خدمه وسایل زرهی (تانک یا خودرو) دشمن را کشته یا مجروح کند یا به اسارت درآورد و نیز آن دستگاه را به غنیمت بگیرد. انجام این طرح، مطلوب یک رزمندۀ ایرانی بود. موضوع غنیمت گرفتن در عملیات های گوناگون در طول جنگ هشت‌ ساله در اولویت رزمندگان قرار داشت؛ چون ایران در تحریم شدید تسلیحاتی بود. اگرچه در ماه‌ های اولیه جنگ به ویژه در موقع دفاع از شهرها مثل خرمشهر، آبادان، سوسنگرد، سرپل ذهاب، مهران و ... رزمندگان ما خیلی به فکر غنیمت گیری نبودند. چون در مرحله تثبیت نیروهای متجاوز، همه به متوقف کردن ماشین جنگی دشمن فکر می‌ کردند و در مرحله بعدی که هدف ما بیرون راندن متجاوزان از مناطق اشغالی بود، رزمندگان سعی داشتند وسایل را به غنیمت بگیرند. 1 


در اولویت بعدی، رزمندۀ ما قصد داشت، تانک یا هر وسیلۀ زره‌پوش دشمن را که در میدان بود، اگر نتواند آن را منهدم کند، حداقل آن را از کار بیندازد. چرا که در گرماگرم نبرد، همین مقدار که وسیلۀ دشمن کارایی خود را از دست بدهد، کافی است.! واضح است که پرتاب نارنجک ها و مواد آتش زا به هر تعداد بیشتر و یا از جناح های مختلف باشد، احتمال افتادن نارنجک به داخل آن بیشتر می شود. در این وضعیت خدمۀ تانک نمی توانند، سر از وسیله خود بیرون بیاورند و مجبور می شوند که با سرعت وسیلۀ خود را به عقب تر و محل امن تر ببرند.


گاهی اتفاق می افتد که رانندۀ تانک در زمین ناهموار، موقع جابه جایی و یا فرار از تیررس آتش ها اطراف خود را کامل نبیند و با دست‌ پاچگی و دلهره، دستگاه را در گودال ها، باتلاق ها یا رودخانه‌ ها بیندازد. در چنین شرایطی تانک در خطر جدی قرار گرفته و نیروهایش آن را رها کرده و می گریزند. در این موقعیت، رزمنده بدون این‌ که خود را زیر آن بیندازد، می‌ تواند آن را با یک نارنجک از داخل، به آتش بکشد.! یا با توجه به وضعیت موجود به غنیمت آن بیندیشد.  


اینکه سؤال می شود آیا با انفجار یک نارنجک در زیر یک تانک می توان آن را منهدم کرد یا نه؟ باید گفت این نارنجک های دستی که در جنگ ایران و عراق مورد استفاده قرار می گرفت، قدرت انهدام تانک در ناحیه زیرین، بغل و روی آن را ندارد. مثلاً اگر بدنه، برجک، شنی (چرخ های زنجیری و خورشیدی)، سطح بیرونی لولۀ توپ مورد اصابت نارنجک قرار گیرد و دریچه های تانک بسته باشد، انفجار نارنجک نمی تواند آسیب به آن بزند، اما خطر آسیب دیدن تیربار روی تانک و بیش از همه فرد تیربارچی مربوطه جدی است.


اما اگر دریچۀ دهلیز محل راننده در جلو و یا دریچۀ دهلیزهای محل تیربارچی و محل نشستن فرماندهی تانک در بالای برجک باز باشند و در این لحظه خدمۀ تانک به هر دلیلی نتوانند از تیربار روی برجک یا مسلسل "هم‌ محور" زیر توپ که در اختیار توپ‌ چی است، یا با سلاح انفرادی از خود دفاع نمایند، امکان آن زیاد است که شخص مهاجم بتواند، نارنجک را داخل آن انداخته و خدمه را کشته یا مجروح کند. در این موقع آسیب به داخل تانک وارد شده و به احتمال زیاد با رسیدن موج انفجار یا ترکش های نارنجک به تجهیزات داخلی یا به گلوله‌ های توپ آن که نسبتاً بزرگ هستند، انفجارهای شدید و پی‌ در پی در آن رخ می دهد.


خصوصاً وقتی که ترکش و یا حرارت شدید به مواد آتش زا (خرج پرتاب گلوله های توپ) برسد، تمام تانک را آتش فراگرفته و غیرقابل کنترل گشته و نمی‌ توان به آن نزدیک شد. البته همۀ این موارد بستگی به نوع نارنجک دارد که از نوع آتش زا یا ترکش دار و یا انواع دیگر باشد. البته بمب بسیار ساده و دست ساز آتش زا مثل "کوکتل مولوتف"2  یک تانک سنگین را در صورتی ‌که داخل آن انداخته شود، سریع تر از نارنجک های جنگی معروف که مورد سؤال است، به آتش می کشد!


گاهی در صحنه نبرد وضعیت هایی پیش می آید که ستون نظامی یا تانک ها و یا وسایل زرهی دیگر مجبورند از روی پل رودخانه عبور نمایند. مصداق این حالت انهدام تانک های دشمن روی پل سابله بیرون شهر بستان (سال 1360 خورشیدی عملیات طریق‌القدس) اتفاق افتاد. رزمندگان در این عملیات تانک های دشمن را روی پل زدند و ده‌ ها تانک برای عبور از رودخانه زمین گیر شدند. وضعیت دیگر این است که امکان دارد ستون زرهی از روی جاده ای کم عرض که اطراف آن را آب گرفته و باتلاقی است، عبور کنند. در این موقعیت، اگر یکی از تانک ها از حرکت باز ماند، بقیه ستون مجبورند، پشت آن بایستند تا تانک خراب‌ شدۀ جلویی از مسیر راه برداشته شود و یا راه را باز نمایند. این صحنه به صورت کامل در روزهای اول جنگ در جاده حمیدیه– اهواز رخ داد و تعدادی از تانک های ارتش عراق در باتلاق اطراف جاده تا قسمت بالای زنجیری در گل‌ و لای فرو رفته و زمین‌ گیر شدند. سپس توسط رزمندگان منهدم شده و تا سال ها سوخته‌ شده آنها در کنار جاده در معرض دید رهگذران بود. 3


دیگر این‌ که ممکن است تانک ها در دهانۀ ورودی یک معبر و گذرگاه مثل کوچه و خیابان قرار گیرند؛ اگر اولین تانک زده شود، راه را بر دیگر وسایل می بندد. آیا وقتی راه بسته شد، دیگر نمی توانند راه را باز کنند؟! چرا ! ممکن است پس از ساعتی راه را باز کرده و به حرکت خود ادامه دهند؛ اما در صحنه نبرد هر لحظه حساس بوده و گاهی چنانچه حرکت دشمن دقیقه ای به تأخیر افتد، برتری خود را از دست می دهد و امکان دارد موضع برتر به دست مدافعین بیفتد. همچنین با گذشت زمان، ابتکار عمل از دست نیروی مهاجم رفته و شاید سازمان او به هم ریخته و اجباراً به رفتار انفعالی بپردازد. با این فرض، زدن تانک پیش‌ قراول هدفی بسیار باارزش است.! 

   
در موضوع شهادت فهمیده، اتفاقات و احتمالات گوناگون متصور است و فرض‌ های احتمالی هیچ‌ گونه منافاتی با روحیه شهادت‌ طلبی وی و همرزمانش ندارد. کسانی که با شیوۀ جنگ مردمی و بسیجی و غیرکلاسیک آشنایی دارند و می توانند صحنۀ درگیری را در وضعیت های متفاوت تصور نمایند، به خوبی می دانند که در صحنۀ درگیری هر لحظه امکان تعقیب و گریز هست و با توجه به این شرایط، هر لحظه احتمال دارد که رزمنده جابه جا گردد و در شرایط برتر و اِشراف دید و تیر نسبت به دشمن قرار گیرد یا این‌ که موقعیتش به خطر افتاده و موقعیت مکانی برای دشمن بهتر شود.


متأسفانه بعضی افراد این گونه رشادت ها را با یک محاسبۀ افراطی و با رویکردی حداکثری مورد پرسش قرار می‌ دهند. مگر گفته می شود این نوجوان با منفجر کردن یک نارنجک دستی در زیر یک تانک سنگین بیش از 40 تن، آن را چنان منهدم کرده که همان دم، یکپارچه آتش شده و چرخ و زنجیر از هم گسسته و برجک 10 تنی آن هم از روی تانک جدا و ده ها متر پرتاب شده است؟! بلکه منظور این است که این شهید وسیلۀ زرهی دشمن را مورد حملۀ شهادت طلبانه قرار داده و به شهادت رسیده است. ضمن این‌ که یکی از وسایل زرهی متجاوزان را نیز به گونه‌ ای آسیب زده یا منهدم کرده است.


این ادعا لزوماً به این معنا نیست که وی اول خود را به زیر تانک انداخته و سپس نارنجک را منفجر نموده است و با انفجار از قسمت زیر آن، همان لحظه و جادرجا تانک منهدم گردیده است. چرا که امکان دارد یک وسیلۀ زرهی مورد حمله قرار گرفته و خدمه آن کشته یا مجروح شده یا فرار کنند؛ اما به ‌رغم آسیب‌ دیدگی، شاید باز هم مسافتی را طی کرده و از موانع جزئی (مانند بدن مجروحین و کشته‌ ها) بگذرد یا پشت موانع بزرگ و سنگین (دیوار، خاک‌ریز، گودال و ...) متوقف شود و بر اثر همان آسیب‌ دیدگی، آرام‌ آرام آتش آن را فرا گرفته و حتی پس از ساعت‌ ها منهدم شود.  


- احتمال دارد که شهید فهمیده به سمت تانک ها هجوم برده یا این‌ که آنها را دنبال کرده است و نخواسته نارنجک را زیر تانک بیندازد. بلکه او قصد داشته با شجاعت به جلو رفته تا نارنجک را داخل آن بیندازد. چون انهدام یک تانک از ناحیه زیر آن، بمبی بزرگتر از نارنجک دستی و با قدرت انفجاریِ بیشتری را نیاز دارد (مانند مین ضد تانک). - یا این‌ که وی خواسته است، نیروهای روی تانک را مورد حمله نارنجکی خود قرار دهد. وجود حداقل یک نفر به عنوان تیربارچی در پشت تیربار دوشکا روی برجک تانک حتمی بوده است. - بعید نیست که شهید فهمیده مثل تعدادی دیگر از رزمندگان برای خاموش‌ کردن تیربار تانک، خود را به نزدیک آن رسانیده باشد؛ یعنی همان تیرباری که تانک را از خطر نزدیک شدن نیروهای پیاده ایرانی دور می کرد و نیز تانک می تواند زیر آتش پیشتیبانی آن پیشروی کند.


تانک های سنگین و غول آسا با همۀ هیبتی که دارند در مقابل نیروی پیاده ای که به نزدیک آن رسیده باشد، آسیب‌ پذیرند. در این وضعیت بسیاری از رزمندگان حتی در عملیات غیرشهری مانند درگیری در نقاط بیابانی، از تانک‌ ها بالا رفته و نارنجک را داخل آن‌ ها انداخته و آن‌ ها را به آتش کشیده اند؛ یا اینکه موفق نشدند به دستگاه‌ های زرهی آسیب بزنند و از سوی نیروهای دشمن به وسیله تیربار روی تانک ها و یا با سلاح انفرادی خدمۀ تانک به شهادت رسیده اند. در طول 8 سال جنگ، رزمندگان ما صدها دستگاه زرهی دشمن را به همین شیوۀ رزمی منهدم کرده اند یا حداقل از کار انداخته یا این‌ که سالم به غنیمت می گرفتند. همچنین خدمۀ آن را کشته، مجروح یا به اسارت گرفته اند.


بعضی وقت‌ ها رزمندگان با سرعت خود را روی تانک یا نفربر می‌ رساندند و دریچه های آن را که با یک دستگیره محکم، ولی خیلی ساده باز و بسته می‌ شود، باز می‌ کردند و نارنجک را داخل آن می‌ انداختند. همچنین فرد مهاجم می‌ تواند دریچه پنجره‌ ای روی موتور را هم باز کرده، با یک نارنجک به موتور تانک آسیب جدی بزند. این خطر برای نفربرهای زرهی هم زیاد بود؛ چون این دستگاه‌ ها درب‌ های متعددی دارند.


گاهی شرایطی پیش می‌ آمد که رزمندگان ما با سلاح‌ های سبک مثل نارنجک به افراد پیاده دشمن در موقع پیاده شدن از نفربر حمله می‌ کردند و این زمانی بود که دشمن برای رسانیدن نیروهای پیادۀ خود به خط مقدمِ درگیری از این وسایل بهره می گرفت. این حرکت رزمی دو دلیل داشت: 1- سرعت حرکت و عمل 2- مصون بودن از تیر و ترکش در مسیر راه تا رسیدن به خط مقدم. (یک نمونه از این حرکت رزمی و آفندی را در پاورقی صفحه 274 آوردیم).


در این وضعیت نیروی مدافع می‌ تواند به جای ایستادن و پرتاب نارنجک یا تیراندازی، با ترس و دلهره خود را به پشت خاکریز بچسباند و از زمین بلند نشود تا سرباز دشمن در بالای سرش رسیده و تیر خلاصی بزند یا اگر فرد مهاجم دل‌ رحم باشد رزمنده را به اسارت بگیرد. احتمال دیگر آن است که نیروی مدافع از خاکریز جدا شده و فرار کند. در این موقعیت در دید و تیر مستقیم مهاجمان قرار گرفته و به راحتی کشته یا مجروح می‌ شود. دیگر این‌ که ممکن است با تانک او را دنبال می‌ کنند تا بکُشند یا به اسارت درآورند؛ اگرچه احتمال فرار از میدان هم به طور کامل وجود دارد. در اینجا می‌ توان گفت که شهید فهمیده موقع یورش تانک‌ ها ایستاده و مقاومت کرده است.


زره‌پوش هایی که ارتش عراق در جنگ استفاده می کرد، گوناگون و با قابلیتهای متفاوت بود. از نفربرها و خودروهای زرهی چرخ‌دار (چرخ لاستیکی) بی‌تی‌آر، کاسکاوِل برزیلی، بی‌ام‌پی (با چرخ زنجیری) تا تانک های سنگین دارای وزن بیش از 43 تنی را استفاده می کرد. وسایل یا تانک‌ های سبک زرهی از تحرک و سرعت بالایی نسبت به تانک های سنگین برخوردارند. اگرچه به اینها نفربر یا خودروی زرهی سبک گفته می شود، اما دارای وزنی سنگین به مقدار حدوداً 10-12 تن یا بیشتر است. این‌ گونه دستگاه ها می توانند خیلی سریع حرکت کرده و تغییر موضع دهند. معمولاً از این نوع وسایل سبک زرهی، بیشتر در جنگ شهری می توان بهره گرفت.


روی این زره‌پوش‌ های سبک، تیربارهای سنگین یا سکوی پرتاب موشک مانند موشک هدایت‌ شونده "مالیوتکا" سوار می‌ کردند. همچنین روی زره‌پوش سبک "ام 113" یک قبضه خمپاره با ذخیره ده‌ ها گلوله حمل کرده و در زمان مناسب از روی همین وسیله اجرای آتش داشتند و این خودروی زرهی به صورت یک سنگر متحرک خمپاره‌ انداز عمل می‌ کرد. اکنون هم ارتش‌ هایی که این نوع دستگاه‌ ها را در اختیار دارند، از این امکانات استفاده می‌ نمایند. (یگان‌ های مکانیزه یا سوارزرهی).


- شاید شهید فهمیده یکی از این تانک های سبک تر را مورد حملۀ نارنجکی قرار داده باشد. در توضیح بالا گفتیم که این نوع وسایل زرهی یک سنگر متحرک خمپاره‌ انداز، پرتاب موشک یا تیربار سنگین است. با اصابت یک نارنجک به موشک یا گلوله های خمپاره‌ می توان آن وسیله زرهی را از کار انداخته یا کاملاً منهدم کرده و از دوْر خارج ‌کرد. یا حداقل وی با این حرکت رزمی، قصد داشته تسلیحاتی را که روی آن سوار کرده اند، نابود کند.

 
تانک یک سنگر چند نفره، بسیار محکم، متحرک، دارای یک قبضۀ توپ و مخزن گلولۀ آن است. خدمه هر تانک موقع اجرای مأموریت به تعداد 4 نفر با مسئولیت فرمانده، توپ چی، راننده و گلوله گذار (تیربارچی) هستند. تیربار روی تانک های عراقی دوشکا بود. با این تیربار، نیروهای مهاجم را زیر آتش قرار می دادند (تانک‌ های تا حدودی پیشرفته "تی 72" دارای سه نفر خدمه است. مسئولیت گلوله‌ گذار در این تانک حذف شده و گلوله توپ به طور خودکار و برقی می‌ تواند در محل شلیک قرار گیرد).


 ارتفاع تانک از زیر شنی آن تا دریچه محل راننده که در قسمت جلو تانک قرار دارد، تقریباً یک و نیم متر است و ارتفاع تا بالای برجک آن بیش از 2 متر و 40 سانتی‌ متر نیست. با وجود این واقعیت که اگر تانک در مکانی صاف و بدون عارضه قرار گیرد و به فرض دهلیز محل راننده هم بسته باشد، بلندترین نقطۀ آن دهلیزهای بالایی است که محل ایستادن و نشستن تیربارچی و فرماندۀ تانک می باشد.


- با توجه به این‌ که فاصلۀ زیر تانک تا درب دهلیزهای روی برجک کمتر از دو و نیم متر است، حداقل یک دریچه موقع پیشروی تانک در رزم نزدیک، باید باز باشد تا تیربار آن برای جلوگیری از نفوذ افراد پیاده ایرانی به طرف آن اجرای آتش کند. حتی اگر شهید فهمیده قصد داشته با سرعت خود را به کنار تانک رسانیده تا نارنجک را داخل آن بیندازد، اما قبل از رسیدن به تانک، مورد هدف تیراندازی خدمه قرار گرفته و روی زمین افتاده باشد؛ سپس تانک مورد هدفِ فهمیده یا وسیلۀ زرهی دیگری روی بدن مجروح او عبور کرده و در این لحظه نارنجک را که قبلاً از ضامن کشیده بود، توی دست یا در کنار جسمش منفجر شود، به آن معناست که خود را برای مواجهه با خطر به آب‌ و آتش زده تا مانع پیشروی وسیله زرهی گردد. یعنی وی آمادگی آن را داشته که خود را زیر تانک انداخته و آن را منهدم نماید.


در جنگ شهری مثل درگیری های خرمشهر، نیروهای مدافع با استفاده از بلندی ساختمان ها و از پشت دیوارها می‌ توانستند با اشراف دید، کمین کرده و نارنجک ها را به نقطه آسیب پذیر تانک ها بزنند و یا داخل آنها بیندازند. اگر تانک از فاصلۀ نزدیک مورد حمله افراد با سلاح سبک و یا حتی با سلاح های سرد مثل سنگ، چوب، میلۀ آهن و مواد آتش زا قرار گیرد، تیربارچی مستقر در روی آن نمی تواند با آسودگی خاطر و امنیت، مهاجمان را زیر رگبار قرار دهد.


خواننده حق دارد سؤال کند که آیا امکان وقوع چنین احتمالات یا حدسیاتی وجود دارد؟! یا به عبارتی دیگر این توضیحات، تخیلی یا تصورات انتزاعی، غیرقابل اثبات و بدون نمونه است و یا این‌ که به قولی انضمامی و عینی با مصداق ‌‎های روشن و قابل ارائه بوده و قبلاً نیز موارد مشابه یا عین همین وقایع رخ داده است؟! در اینجا به نمونه ای از حوادث مستند که با همت و ارادۀ شهید فهمیده و یا فهمیده های هم‌ سن و سال وی از جمله شهید بهنام محمدی در آوردگاه نمایش غیرت دینی و سلحشوری منبعث از پیام و قیام عاشورا به رخ تاریخ کشیده شده اند، اشاره می کنیم. به اعتراف دشمن تنها در یک روز، 40 دستگاه تانک سبک و سنگین به دست فهمیده‌ ها بعضاً با ابزارهایی ساده‌تر از نارنجکِ جنگی، منهدم یا از کار افتاده است!!


«... تصور دشمن این بود که با ورود به دروازه خرمشهر، مقاومت مدافعان شهر درهم شکسته و شهر سقوط خواهد کرد. یکی از فرماندهان عراقی در این مورد می گوید: ما در این گمان بودیم که شهر به دست نیروهای عراقی سقوط کرده است. درحالیکه عکس این قضیه به وقوع پیوست. به گونه ای که مدافعان به نیروهای ما اجازه دادند تا داخل شهر شوند؛ سپس آن‌ ها را به محاصره خود درآوردند و با تمامی سلاح های در دسترس خود، بیش از دو سوم تانک‌ های گردان "الحسن" و بیش از نیمی از خودروهای گردان مکانیزه را منهدم ساخته و ضمن کشتن تعدادی از نیروهای گردان پیاده، بعضی از آنان را نیز به اسارت خود درآوردند.


این فرمانده عراقی در توصیف وضعیت نیروهای مهاجم چنین می گوید: در ساعت 16 همان روز (10 مهرماه 59) با چشمان خود مشاهده کردم که نیروهایی که به وسیله تانک و خودرو در محور اصلی شهر پیشروی کرده بودند، با وضعیتی تأسف بار و حزن انگیز و با روحیه ای بسیار متزلزل که به هیچ وجه قابل کنترل نبودند، شکست خورده و در حال عقب‌ نشینی بودند ... تلفات و ضایعات سنگین بود، طوری که گردان تانک "الحسن"، بیش از 23 تانک خود را از دست داده بود؛ 17 دستگاه خودرو زرهی از نوع "اسکات" ساخت کشور "چک و اسلواکی" متعلق به گردان مکانیزه نیز منهدم شد و ده ها نفر کشته و اسیر شده و باقی شکست خورده بودند ...


... روز دهم برای مدافعین خرمشهر علی رغم سختی و دشواری فراوان، روز موفقی محسوب می شود. در این روز، جنگ تن و تانک در آستانه ورودی شهر درگرفت. در میدان راه آهن، مدافعین شهر، چون صاعقه بر تانک های دشمن فرود آمده و با پرتاب نارنجک و کوکتل مولوتف، آن‌ ها را یکی پس از دیگری منهدم کردند و دشمن که با تقویت نیروهایش در نظر داشت با یک خیز بلند، شهر را تصرف نماید، علی رغم تصرف کشتارگاه و ورود به میدان راه‌ آهن، مجدداً متحمل شکست شد و اقدام به عقب‌ نشینی کرد.»4 خواننده محترم توجه دارند که این فرمانده عراقی نمی‌ گوید تانک‌ های ما با موشک‌ های "دراگون" یا "مالیوتکا" یا "اس‌پی‌جی" زده شد، بلکه می‌ گوید تانک‌ های ما با سلاح‌ های در دسترس و ساده و دست‌ ساز (نارنجک و کوکتل مولوتف) به آتش کشیده شد.


در جنگ شهری موقعیت هایی پیش می آید که می توان حتی با قرار دادن یک میلۀ آهنی در داخل خورشیدی و زنجیر تانک، آن را از حرکت انداخت و شاید حرکت یک ستون نظامی را متوقف نمود. سپس آن‌ ها را با سلاح‌ های سبک و نارنجک مورد حمله قرار داد. باید توجه داشت که استفاده از وسایل ساده و ابتدایی در زمانی است که نیروی پیاده و تک ور به صورت کامل نزدیک دستگاه زرهی رسیده باشد.


نمونه این حرکت رزمی در تاریخ 21 بهمن 1357 (یک روز قبل از پیروزی انقلاب اسلامی) رخ داد. وقتی "ژنرال هایزِر" آمریکایی طرح کودتا به نام "کورتاژ" را علیه انقلاب مردم ایران و برای نجات شاه از خطر سقوط اجرا نمود، واحدهای ارتش شاه پس از اعلام حکومت نظامی وارد خیابان های تهران شدند. ستون تانک ها با تدابیر ساده، اما با از جان‌ گذشتگی جوانان انقلابی خلع سلاح شدند.


حجت الاسلام هادی غفاری در مصاحبه می گوید: «وقتی ارتش شاه با تانک های خود از پادگان لویزان و از بالای نارمک راه افتادند و آمدند به زیر پل امام حسین(ع) رسیدند، من به جوانان همراه خود که مسلح بودند، گفتم: موضع بگیرید و سکوت کنید تا تانک ها به این نقطه برسند. چون من در سوریه و فلسطین دورۀ چریکی دیده بودم، اینها را بلد بودم و می دانستم که نقاط آسیب‌ پذیر تانک کجاست. به جوانان گفتم که چکار باید بکنند.


چون نیروهای نظامی داخل تانک بودند، نتوانستند از اطراف خود محافظت کنند تا کسی نزدیک آنها نشود. اگر نیرو روی تانک باشد، می تواند با یک سلاح انفرادی مثل یک سلاح کوچک کمری از تانک حفاظت نماید. وقتی اولین تانک رسید، یک تخته چوب قطور داخل چرخ و شنی آن گذاردیم. تانک دور خود چرخید و به دیوار برخورد کرد. دیگر نتوانست حرکت کند. بقیه ستون تانک هم متوقف شدند.!


(آقای غفاری ادامه داد:) همان موقع از بالای پل روی تانک پریدم و خواستم نارنجک داخل آن بیندازم. فرمانده هنگ ژاندارمری و فرمانده واحد زرهی داخل آن بودند. با فریاد و وحشت‌زده گفتند: نزن! نزن! و سپس دست ها را به علامت تسلیم بلند کرده و خارج شدند. جوانان اطراف من مسلح بودند و شاید یک هزار تیر هوایی شلیک کردند و به دنبال این حرکت، بقیه نیروهای کودتاچی از تانک های خود خارج شده و تسلیم شدند ... این گونه بود که فرماندهان رده‌ بالای ارتش نظام شاهنشاهی در مقابل ارادۀ ملت مسلمان شکست خوردند.»5

   
- دیگر این‌ که شاید بتوان حدس زد که وقتی شهید فهمیده مجروح شده و روی زمین یا پشت خاکریز افتاده بوده است، در این لحظات تانک‌ ها و نفربرهای زرهی دشمن شروع به پیشروی نموده و از روی بدن شهیدان و مجروحان از جملۀ وی عبور کرده باشند. این حرکت رزمی (تاکتیک) در مواقعی بود که دشمن پس از ریختن آتش شدید و ضعیف شدن خط دفاعی ما، به یکباره برای تصرف مواضع رزمندگان خیز برداشته و پیشروی می‌ کرد. در وضعیت یاد شده، گاهی تانک هایش را با سرعت از روی خاکریز عبور می داد. در این شرایط عبور از موانع ساده و کوتاه مثل پیکر مجروحین و شهدا برایش راحت بود (این حرکت رزمی را زره‌پوش‌ های سبک بهتر انجام می‌ دهند چون گاهی به راحتی از خاکریزها عبور می‌ کنند).


گفتیم که باید توجه داشت که وقوع چنین اتفاقی هیچ تناقضی با روحیه ایثار و شهادت طلبی شهید نامبرده ندارد، چرا که ایشان به صورت داوطلبانه، صدها کیلومتر دورتر از خانه و خانواده، دو هفته در خط مقدم دفاع از خرمشهر جنگیده است، شهری که هر لحظه در خطر سقوط قرار داشته است، او دو مرتبه مجروح شده، دفعه اول پس از بستن جراحت، مجدداً با اصرار فراوان، خود را به خط مقدم برای دفاع رسانیده است. در این مدت خود را به طور مستمر زیر باران انواع آتش‌ بارها و بمباران ها دیده، کشته و مجروحان از زن و کودک، بزرگ و کوچک را مشاهده کرده است، اما با تمام این اوصاف هنوز پا پس نکشیده و همچنان مقاومت می کند.


وقتی یک رزمنده زیر رگبار انواع تیربارها از جمله مسلسل ده ها تانک که پیوسته و مداوم، هزاران گلولۀ آتشین از آن‌ ها به بیرون می پاشید، از حرکت هجومی به طرف مواضع خصم متجاوز باز نمی ایستد و هر لحظه آمادۀ جان‌ فشانی است، در این‌ که به طور ارادی و با خواسته خویش به زیر تانک افتاده باشد یا نه، چه فرقی دارد؟! ذره‌ ای هم از عظمت کار این شهید نمی کاهد.


- دیگر اینکه فرض بگیریم، این نوجوانِ فداکار که یک دورۀ کوتاه‌ مدت آموزش مقدماتی را در بسیج گذرانده است و حدود یک ماه در خط مقدم درگیری از نزدیک شیوۀ آتش و حرکت یگان های زرهی ارتش متجاوز را تجربه کرده و همچنین شاهد و ناظر انهدام ده‌ ها دستگاه زرهی بوده است، فکر می کرده با انفجار یک یا چند نارنجک در زیر تانک، می تواند با آسیب زدن به آن مانع پیشروی اش گردد. چون وی با مشاهدۀ این همه کشته و مجروح و آوارگی زن و بچه مسلمان، خونش به جوش آمده و بی محابا به طرف دشمن هجوم برده تا آنچه را که در توان دارد، به‌ کار گیرد و جان خویش را سد راه و مانع پیشروی متجاوزان نماید. با توجه به این فرض هم، حرکت ایثارگرانه و در عین حال متهورانۀ شهید فهمیده و نوجوانان و جوانان خرمشهری قابل تبلیغ و الگوگیری برای نسل جوان ماست؛ حتی اگر برخی هم نتوانسته باشند، ضربۀ اساسی به تانک متجاوز وارد کنند.


- فرض دیگر این است که وقتی می بیند تانک دشمن به سمتش می آید و او بر اثر جراحت و خستگی و تشنگی توان فرار و رسیدن به پشت سنگر یا موضع دیگر را ندارد و شهادتش حتمی است، در لحظات آخر برای اثبات عزت و شرف ملت مسلمان انقلابی ایران، آخرین رفتار عزتمندانۀ خویش را بروز می دهد و نارنجک در اختیارش را به سوی خصم پرتاب می نماید تا به دشمن بفهماند که هیچ گاه جوان انقلابی ما دچار ترس و زبونی نخواهد گردید. شاید او خواست این پیام را به دشمن بدهد که ملت ما تا آخرین لحظه از انقلاب و کشورش دفاع خواهد نمود. با شناختی که از روحیه و رفتار قبلی این شهید در میدان جنگ وجود دارد، می توان گفت اگر در آخرین لحظات، نارنجک هم در دست نداشت، با سنگ و اگر سنگ هم در دستش نبود، با مشت بر تانک می کوبید تا شدت خشم و نفرت انقلابی و اسلامی خویش را به متجاوز نشان دهد.!!


شاید امروز گروهی می نشستند و محاسبه می کردند که آیا می توان با مشت بر تانک سنگین پولادین، آن را متوقف یا منهدم کرد؟! کاملاً درست است که با این حرکت، وسیلۀ زرهی دشمن کوچک‌ ترین آسیب ظاهری نمی‌ بیند؛ ولی به یقین روحیه و ارادۀ متجاوزان را منهدم خواهد نمود. از بین رفتن روحیه و انگیزۀ جنگیدن، شیرازۀ هر سازمان و تشکیلات نظامی را از هم می گسلد.!!


تاریخ، منهدم شدن یک تانک سنگین را از بین هزاران تانک سبک و سنگین به خوبی به یاد نمی‌ آورد. شاید در جنگ‌ های مختلف و متعدد، هزاران تانک، هواپیما و کشتی جنگی منهدم شده است؛ اما کوبیدن مشت‌ های جوانان یک ملت یا خوابیدن آنان در جلو تانک ها6 را در راه دفاع از عزت و شرف ملی و هویت خویش با عظمت یاد می‌ کند.


در جنگ جهانی دوم صدها فروند هواپیمای کوچک ژاپنی به صورت انتحاری به سمت ناوهای آمریکایی هجوم می‌ بردند. تعداد زیادی از این خلبان‌ ها با هواپیماها، خود را به ناوهای آمریکایی می‌ کوبیدند اما تعدادی از آن‌ ها هم به ناوها نرسیده، با آتش پرحجم پدافند هوایی نیروی دریایی آمریکا یا به وسیله هواپیماهای رهگیر و شکاری آمریکایی به دریا سقوط  می کردند. اگرچه تعداد زیادی از آن‌ ها نتوانستند کشتی‌ های جنگی آمریکایی را منهدم کنند اما هنوز با افتخار و عظمت از آن‌ ها یاد می‌ شود و هنوز به عنوان نماد و تبلور اراده محکم ملت ژاپن در دفاع از هویت ملی و تاریخی خود به دنیا معرفی می‌ شوند و همچنین الهام‌ بخش مردم آن کشور برای سازندگی کشورشان پس از جنگ هستند. چون مردم ژاپن می‌ دانند تعداد قابل توجهی از کشتی‌ های جنگی آمریکایی را با همین فن رزمی و روحیه فداکاری به آتش کشیده و به قعر آب‌ های دریا فرستادند.


«در اکتبر 1944، ژاپن به استفاده از تاکتیک‌ های انتحاری روی آورد و ژاپنی‌ ها به عمد، هواپیماهایشان را به کشتی‌ های آمریکایی می‌ کوبیدند تا آن‌ ها را از کار بیندازند یا غرق کنند. یگان‌ های "کامیکازه" (باد الهی) در آغاز فقط از خلبانان نخبه تشکیل می‌ شدند؛ اما در 1945 هزاران خلبان تازه‌ کار با آموزش‌ های ناکافی، وظیفه انجام حمله‌ های انتحاری را بر عهده داشتند. برآورد می‌ کنند که هواپیماهای کامیکازه به 322 کشتی متفقین برخورد کردند و دست کم 34 فروندشان را غرق نمودند.» 7

 
آیا در حال حاضر مردم ژاپن از خلبانانی که نتوانستند به ناوهای آمریکایی برسند، با افتخار یاد می‌ کنند یا اقدام شجاعانه آنان را زیر سؤال برده و مطرح می‌ کنند که مگر آن خلبانان نمی‌ دانستند که هواپیماهای رهگیر و شکاری آمریکایی و رادارها و پدافندهای بسیار زیاد آمریکایی نخواهند گذاشت هواپیمای آنان به ناوها برسند؟!


در جنگ تحمیلی هم رزمندگان دلاور بسیجی ما صدها تانک دشمن را با حمله متهورانه منهدم کردند و تعدادی هم از رزمندگان قبل از آنکه به نزدیک دشمن برسند به وسیله انواع تیربارها، ترکش انواع توپ‌ ها، خمپاره‌ ها و بمباران‌ های هوایی کشته یا مجروح شدند.!

   
علاوه بر مطالب فوق، اراده خداوند و امدادهای غیبی را نباید نادیده گرفت. به طور مثال نمونه‌ های قرآنی زیر بیان می‌ گردد تا مطلب بهتر درک شود.


- قوم بنی اسرائیل با رهبری موسی از مصر فرار کردند. پس از آن تحت تعقیب فرعون و لشکریانش قرار گرفتند. در مسیر فرار به ساحل دریای سرخ رسیدند. موسی و قومش در محاصرۀ آب و دشمن قرار گرفتند. خداوند به موسی دستور داد: عصایت را بر دریا بزن.! با این حرکتِ به ظاهر سادۀ موسی بود که در انبوه آب، راهی خشک ایجاد شد و بنی‌ اسرائیل از مهلکه نجات یافتند. فرعون و لشکریانش با داشتن بهترین وسایل جنگی روز در همین جادۀ باز شده غرق گردیدند. قرآن: «به دنبال آن به موسی وحی کردیم، عصایت را به دریا بزن! دریا از هم شکافته شد و هر بخشی همچون کوهی عظیم بود.» 8   سؤال: آیا با یک ضربۀ چوب‌ دستی بر روی آب دریا، می توان جاده ای در میان آن احداث کرد؟!


- موسی و یارانش در بیابان، نیاز شدید به آب داشتند. خداوند به وی دستور می دهد که عصایت را بر سنگ یا زمین بزن تا آب جریان یابد.! قرآن: «هنگامی که موسی تقاضای آب (برای قوم تشنه کام در بیابان) کرد به او وحی فرستادیم که عصای خود را بر سنگ بزن! ناگاه دوازده چشمه از آن بیرون ریخت. 9 سؤال: آیا با زدن عصا بر سنگ، کوه و یا زمین می توان 12 چشمۀ آب شیرین و گوارا برای استفادۀ 12 طایفه و جمعیت ایجاد نمود؟!


- حضرت مریم زایمان کرده و حضرت عیسی به دنیا آمد. درحالی‌ که مریم رنجور و کم حال و ناتوان بود، به او خطاب شد مشتی بر تنه درخت خرما بزند تا برای تغذیه اش خرما فرو ریزد.! قرآن: «(خداوند فرمود:) ای مریم! این تنه نخل را به طرف خود تکان بده، تا بر تو رطب تازه بریزد.» 10 سؤال: آیا یک زن تازه زایمان کرده می تواند با زدن ضربه با دست ضعیف و نحیف خویش به یک تنه درخت خرما، آن را چنان تکان دهد که خرما از آن پایین بریزد؟!  


- حضرت ایوب پیامبر دچار بیماری سخت شده و بدنش بسیار رنجدیده و بی‌ رمق گشته بود. خداوند به او خطاب نمود: پایت را به زمین بزن! تا چشمه‌ ای از آب خنک و گوارا برایت از زمین بجوشد. قرآن: «(خداوند به ایوب فرمود:) پای خود را بر زمین بکوب، این چشمۀ آبی خنک برای شستشو و نوشیدن است.»11 سؤال: آیا یک پیرمرد مسن و بیمار می تواند با زدن پا به زمین، آن را شکافته و چشمه آب جریان یابد؟! در پاسخ به هر 4 سؤال به استناد آیات شریفۀ قرآن باید گفت: با اذن خداوند، قدرت و تأثیرگذاری تمام حرکات کوچک و ضعیف انسان مؤمن، هزاران برابر می گردد.!


دوباره به موضوع سؤال برمی گردیم. اگر شهید فهمیده بمب بزرگ‌ تری با قدرت انفجاری بیشتری در اختیار می‌ داشت، به یقین از آن برای رسیدن به مقصودش بهره می گرفت. شهید با این رفتارش، پیام داد که من و هزاران نوجوان و جوان دیگر، حاضریم برای دفاع از انقلاب اسلامی و کشور اسلامی جان دهیم. فرماندهانی که همانند جانشین فرماندهی کل قوا (بنی‌ صدر) دفاع مردمی و بسیجی را به رسمیت نمی شناختند، باید با وجود این گونه عملیات های شهادت‌ طلبانه، درس عبرت گرفته و بمب های بزرگ‌ تری در اختیار این افراد قرار می دادند تا جنگ آن گونه فرسایشی نشده و طولانی نگردد.


امام خمینی در دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در پیامی به ملت ایران 9 موضوع را توضیح داده و یادآوری نمودند. این پیام و دلسوزی امام در اوج مشاجرات و درگیری بین جناح ها و گروه های مختلف سیاسی، تبلیغاتی و رسانه ایِ کشور بود. رئیس جمهور و جانشین فرمانده کل قوا (بنی‌ صدر) در همان موقع، فکر و ذهنش معطوف خوی جاه‌ طلبی اش بود. امام با تحسین روحیۀ جان نثاری شهیدان از جمله شهید فهمیده و هشدار به مسئولان که باید قدر این سرمایه های عظیم اجتماعی را بدانند و به نفع انقلاب اسلامی به‌ کار گیرند، در اولین توصیه خویش به حرکت خالصانه رزمندگان و شهدا از جمله آن‌ ها شهید فهمیده به عنوان یک رزمندۀ بسیجی کم سن‌ و سال اشاره نمودند.


در حقیقت امام با هدف دمیدن روحیه رزمندگی و سلحشوری در جوانان مسلمان از این شهید تجلیل کردند. تأکید امام بر این مسئلۀ جزئی و کوچک نیست که شهید فهمیده توانست تانک را منهدم کند! بلکه توجه امام به سن کم، شیوۀ رزم، روحیه و جهاد بسیجی وی می باشد.! به نظر نگارنده، در اینجا توجه خاص امام به سن کم شهید است. آنجا که ایشان با کنایه ای زیرکانه به تحقیر شخصیت دنیاخواهانی می پردازد که قصد داشتند، شرف و عزت ملت انقلابی ایران را خرج تمایلات نفسانی و خودخواهانۀ خویش نمایند. حتی سن چهارده ساله فهمیده را در پیام خویش دوازده ساله و برای مقطع سنی وی به جای واژۀ نوجوان واژۀ «طفل» را به کار می برد تا به سیاسیون پرمدعا بفهماند که باید مقداری از بچه‌ های بسیجی یاد بگیرند و به فکر عظمت این کشور و انقلاب باشند.


 «... 1- تذکر متواضعانه ای است به حضرات گویندگان و نویسندگان اعم از روحانیون معظم و سایر آقایان مطبوعات و تمامی رسانه های گروهی: عزیزان من! شما می دانید آنچه که به دست آوردید از نفی طاغوت و جایگزین‌ کردن جمهوری اسلامی به جای آن، ارزان نبوده است. بلکه با خون هزاران جوان مؤمن و هزاران معلول (جانباز) و مجروح که ما باید تا آخر عمر، خود را رهین آنان بدانیم، به دست آمده است و این نعمت بزرگ الهی را ارزان از دست ندهید.


انصاف نیست که جوانان عزیز اسلام در ارتش و سپاه و ژاندارمری و بسیج و شهربانی گرفته تا گروه های جانباز عشایر و عزیزان شهرها و روستاها در سراسر کشور در خدمت اسلام و مسلمین، خون خود را نثار و جان را فدا کنند، ما در کناری بنشینیم و با قلم ها و زبان های خود قلب نورانی آنان را آزار دهیم. انصاف دهید که ما برای اسلام و کشور اسلامی خود چه کرده ایم و این جوانان عزیز از خودگذشته از دانشگاهی تا روحانی و از روستایی تا شهرستانی و از کارگر تا بازاری چه کرده اند. از اول انقلاب تاکنون تمام رنج ها و زحمت ها و جانبازی ها بر دوش این طبقات بوده است و آنان ولیِّ نعمت ما بوده اند.


رهبر ما آن طفل 12 ساله است که با قلب کوچک خود که ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگ‌ تر است، با نارنجک خود را به زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید.! خداوندا ! من از پیشگاه مقدس تو عذر می خواهم که کودکان و جوانان عزیز ما خود را فدا کنند و ما بهره کشی نماییم ...» 12 


در اینجا واضح است که منظور امام این نیست که شهید فهمیده رفت و خود را زیر تانک انداخت. بلکه به این معناست این‌گونه سر از پانشناختن و ایستادگی در مقابل هجوم گسترده تانک‌ های دشمن، احتمال زیاد دارد که شخص مدافع زیر تانک هم برود. مثلاً بعضی افراد می‌ گویند فلان کارگر بنا یا کشاورز می‌ رود زیر آفتاب عرق بریزد و دستش را زخم می‌ کند تا زندگی آبرومندانه داشته باشد؛ آیا به این معناست که با هدف زخم شدن دست و عرق ریختن حرکت کرده است یا این است که این زحمات و فعالیت‌ ها زخم شدن و عرق ریختن و در آفتاب سوختن را هم دارد؟! یا مثلاً گفته می‌ شود، فلانی رفت تا کشته شود و اسلام پیروز گردد، به این معناست که فلان شخص هدفش کشته‌ شدن نبود، بلکه برای دفاع از ارزش‌ های اسلامی وارد جریان و میدانی شد که می‌ دانست خطر کشته شدن، بسیار زیاد است.


آنچه حتی از جنبۀ نظامی مسلم و غیرقابل انکار است، این گونه حرکات و رفتارهای رزمی، میل به جنگجویی را در وجود دشمن از بین می برد؛ محاسبات غلط دشمنِ پررو را برهم می ریزد؛ باد نخوت و غرور را از دماغ دشمن خالی می کند. حرکت دلاورانه شهید فهمیده و هزاران فهمیدۀ دیگر بسیار بیش از منهدم ‌کردن آن تانک برای انقلاب اسلامی دستاورد داشته است.! با جرأت می توان گفت چنانچه یک فرد نظامی کارآزموده و ماهر با موشک‌ های ضدزره، یک تانک سنگین دشمن را کاملاً منهدم کرده و تمام خدمۀ آن را هم از بین برده بود، اثر تخریبی و منفی آن بر روحیه و میل جنگجویی دشمن به اندازۀ رزم شجاعانۀ شهید فهمیده و نوجوانان و جوانان امثال او نبود.!


برای آشنایی جوانان با شیوۀ دفاع و رزم نیروهای مردمی و همچنین آموزش آنان مناسب است در اینجا یکی از تدابیر سردار شهید حاج احمد کاظمی را نقل کنیم. یکی از یگان های رزمی سپاه پاسداران در دفاع 8 ساله، لشکر نجف اشرف بود. این لشکر واحدهای پیاده، توپ‌خانه، ادوات، مهندسی و دیگر واحدهای پشتیبانی را با تخصص های مختلف به کار می‌ گرفت. یکی از آنها واحد زرهی بود که دارای 10 گروهان (6 گروهان از انواع تانک، 2 گروهان نفربر زرهی (بی‌ام‌پی)، یک گروهان کاسکاول برزیلی، یک گروهان خودرو زرهی آبی- خاکی "خشایار" (بی‌تی‌آر 50) و تعدادی از انواع وسایل زرهی متفرقۀ دیگر بود. تمام این دستگاه ها را بلااستثنا در عملیات های مختلف، رزمندگان از ارتش عراق به غنیمت گرفته بودند. بعضی از این تانک ها شاید با استفاده از قطعات 3-4 تانک منهدم‌ شده عراقی سرهم‌بندی شده بود. احتمال بروز نقص فنی در زمان اجرای آتش و همچنین در موقع حرکت این دستگاه‌ ها پیش‌ بینی می‌ شد. این یگان یک تعمیرگاه تانک در اهواز داشت. فرمانده لشکر، یک ستاد برای اداره و پشتیبانی خدمات رزم این واحد تشکیل داده بود. 13 

   
حاج احمد کاظمی دستور دادند گردان های پیاده که اکثراً از نیروهای بسیجی و داوطلبان مردمی بودند، به نوبت به محل استقرار یگان زرهی منتقل شوند و با قسمت های مختلف تانک‌ ها آشنا شده و در اطراف آنها چندین مرتبه با بالا و پایین پریدن مهارت خود را بیشتر کنند تا در زمان عملیات و در موقعیت های مختلف عملیاتی بدانند و بتوانند که چگونه و با سرعت عمل، مأموریت ها را در این رابطه انجام دهند. تدبیر دیگر این بود که در روی زمین گودال‌ هایی کنده می شد. نیروهای پیاده، داخل گودال ها می نشستند و تانک از روی گودال رد می شد تا رعب و وحشت از دستگاه تانک که برای افراد طبیعی است، از بین برود. این تدبیر یک تمرین آمادگی برای زمانی بود که چنانچه نیروهای ما مورد هجوم و تعقیب زرهی دشمن قرار گیرند، آنان خود را داخل گودال ها مخفی کنند و پس از عبور تانک، از پشت، آن را مورد حمله قرار دهند. 

 

 

---------------

1. روز بعد از آزادسازی شهر بستان (آذر ماه 1360) ارتش عراق از صبح تا غروب یک پاتک سنگین کرد. ما در خط مقدم نبرد (روستای مگاصیص نزدیک رودخانه نیسان در اطراف شهر سوسنگرد) بودیم. موقع غروب آفتاب، دشمن برای تسخیر خاکریزهای خط دفاعی ما به وسیله تانک هایش به هجومی ناگهانی دست زد. بعضی از تانک های دشمن به طور کامل خود را به پشت خاکریز ما چسباندند. نیروهای داخل آن پیاده می شدند. در این لحظه بود که رزمندگان با پرتاب نارنجک ها و رگبار سلاح کلاشینکف آنان را زیر ضربات خویش قرار دادند. نارنجک ها به بدنه تانک ها اصابت کرده و یا در اطراف آن‌ ها منفجر می شد. هر کدام از نیروهای دشمن که فرصت کردند، از دستگاه خود خارج شوند، کشته و مجروح شدند، خدمه بقیه تانک ها که هنوز چند ده متر مانده به خاکریز ما بودند، با سرعت به عقب رفتند.
     

نگارنده و شهید محمد آبانی مشغول شلیک موشک «آر پی ‌جی 7» بودیم. یک تانک عراقی در فاصله تقریبی 50 متری ما رها شده و خدمه اش فرار کرده بودند. ما نمی دانستیم که آیا آن تانک سالم است یا نه؟ شاید هم روشن و آماده بود!! آبانی چند مرتبه گفت: «مواظب باش گلوله به آن تانک نخورد! هوا کمی تاریک‌ شود، تانک را باید به غنیمت بگیریم.!» شهید محمد آبانی در پایان مقطع متوسطه و گرفتن مدرک دیپلم با معدل 18/5 به عنوان دانش آموز ممتاز معرفی شد.

2. سلاح تهاجمی و بسیار ساده دست ساز است که با استفاده از یک بطری کوچک بنزین و یک فتیله نخی یا پارچه کهنه درست شده و در زمان استفاده، فتیله آن را روشن کرده و با دست به سمت هدف پرتاب می‌ کنند. موقع برخورد یا اصابت به محل مورد حمله، بطری شکسته شده و بنزین آن به وسیله فتیله به صورت ناگهانی آتش می‌ گیرد.

3. «... دشمن با یک خیز بلند، خود را به دروازه حمیدیه رساند و شهر اهواز را در معرض تهدید قرار داد. در این وضعیت 28 تن از برادران پاسدار و بسیجی به فرماندهی شهید "علی غیوراصلی" از برادران سپاه اهواز (در حالی‌ که فقط چند قبضه آر پی‌ جی 7 در اختیار داشتند) شبانه، آماده یورش به دشمن شده، پس از خروج از شهر در چند کیلومتری آن در کنار جاده حمیدیه– اهواز به کمین دشمن نشستند. ساعت 4 بامداد 9 مهر ماه 1359 شلیک هماهنگ به سوی تانک های عراقی آغاز شد. نیروهای عراقی که در طول این مسیر تا آن هنگام با موانع و مقاومتی اساسی رو به رو نشده بودند، بلافاصله پس از تهاجم غافلگیرانه رزمندگان اسلام با وحشت و نگرانی فراوان اقدام به عقب نشینی کردند. برخی از تانک های دشمن در زمین های مزروعی اطراف حمیدیه به گِل نشسته و برخی منهدم شدند. بعد از این حادثه، دشمن چند بار اقدام به پیشروی در این محور کرد و سرانجام در حوالی دیوارهای غربی شهر سوسنگرد در غرب رود نیسان زمین گیر شد.» سیری در جنگ ایران و عراق، ج 1 (خونین‌ شهر تا خرمشهر)، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ص 35    

4. سیری در جنگ ایران و عراق، ج 1 (خونین‌شهر تا خرمشهر)، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ص 35

5. تارنمای خشت خام، تاریخ شفاهی ایران، مصاحبه با مستندساز آقای حسین دهباشی

6. مانند دراز کشیدن برخی از مردم روسیه در خیابان‌ های مسکو در مقابل تانک های کودتاچیان کمونیست که علیه میخائیل گورباچف دست به شورش زدند.   

7. گِرِت جونز، دایرة‌المعارف مصور تاریخ جنگ و جنگ‌افزار، ترجمه الهام شوشتری‌ زاده، سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ص 342

8. سوره شعرا، آیه  63    

9. سوره اعراف، آیه 160

10. سوره مریم، آیه 25

11. سوره ص، آیه 42

12. صحیفه امام (مجموعه آثار امام خمینی)، ج 14، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ص 72

13. نویسنده (این کتاب) با عنوان مسئول ستاد زرهی در خدمت نیروها انجام وظیفه می کرد.

 


نویسنده : سایت شهید حسین صیادیان

منبع : سایت شهید حسین صیادیان